توماس رابرت مالتوس (1766 تا 1834م./ 1180 تا 1250هـ . ق) در یک خانوادۀ ثروتمند به دنیا آمد و در سال 1793م./ 1208هـ . ق. استاد دانشگاه شد. او مقام های بلندی را در دولت انگلستان احراز کرد. او کمک به تهی دستان و صرفه جویی را محکوم کرد و دریوزگی، جنگ، قحطی و بیماری را اموری طبیعی و از عوامل جدایی ناپذیر پیشرفت جامعه خواند و این دیدگاه های خود را مبتنی بر «دانش» قلمداد کرد.

نفوذ و اثر فوری اندیشه های مالتوس بر روی سیاست های اجتماعی جهان سرمایه داری کم نبود. یکی از نویسندگانی که زندگی نامۀ مالتوس را نوشته، می آورد که: تئوری وی برای یک قرن مورد استفادۀ اقتصادگران و سیاستمدارانی قرار گرفت که می خواستند از یک سو اقتصاد آزاد را توجیه کنند و از سوی دیگر راه را بر اصلاحگری های اجتماعی و اقتصادی بربندند. نیز «واتسون» بر این باور است که آنچه دست اندرکاران از مالتوس آموختند و پذیرفتند، این بود که «تهیدستان و بینوایان به سبب بی حاصلی و بیهودگی خویش تهیدست و بینوا بودند و بدبختی، بیچارگی و پریشانی خود "دارویی" بود که جامعه را در بهبود نگاه می داشت.»

به طور خلاصه:

برای خوشبخت ساختن جامعه لازم است که جمعیت بزرگی در بیچارگی و دریوزه به سر برند.

دریوزگی بخشی جدانشدنی از خوشبختی، ثروت و تمدن بشری است.

لزوم دریوزگی اکثریت جامعه.

تئوری پرآوازه اما سخت غیرانسانی مالتوس و تأکید و پافشاری بر آن چه نتیجه ای داشت؟

مالتوس معتقد بود که «شمار آدمیان به صورت تصاعد هندسی بالا می رود، در حالی که وسایل و لوازم معیشت به صورت تصاعد حسابی رشد می یابد. لذا "باید از رشد جمعیّت جلوگیری شود".»

 

از صفحات 92 تا 94 کتاب «رویارویی های...» اثر مرحوم دکتر حائری