احمد شاه درانی و نبرد پانی پت

پس از قتل نادر، رئیس ایل ابدالی با نام «احمـدشاه دُرّانی» حکومت خود را تأسیس کرد. احمدشاه ابدالی یا احمدشاه درانی را «پدر افغانستان جدید» می دانند و افغان ها او را «احمد شاه بابا» می خوانند. احمـدشاه ابدالی که در کنار نادرشاه افشار جنگ ها دیده و سردار بزرگی شده بود، به دعوت زمامداران مسلمان هند، برای نجات مسلمانان به هند تاخت. در هفدهم ژانویه ی سال 1761م. پس از قرن ها، تمام قدرت هندوان؛ یعنی یک قشون سیصدهزار نفری در مقابل یکصد و پنجاه هزار نفر از مسلمانان (اعم از شیعه و سنّی) قرار گرفت و یکی از سرنوشت سازترین جنگ های تاریخ هندوها و تاریخ اسلام را شکل داد.

هندوها با شعار «هرهر مهادیو» که هنوز هم شعار جنگی هندوهای افراطی است، و با پرچم زرد (که امروز هم پرچم حزب هندویی افراطی بی. جی. پی است) به لشکر مسلمانان تاختند. مسلمانان علی رغم کمتر بودن نفراتشان نسبت به هندوها، با انجام مانور دور زدن و احاطه ی دشمن، از پشت به قلب خصم حمله کردند و شکست سختی به هندوان وارد آوردند.

این مقاتله در جلگه ی «پنی پت/ پانی پت = Panipat» روی داد.

این شکست، رؤیای «هنـــدو راشتریا» Hindu Rashtrya (یعنی حکومت هندویی بر هند/ هند برای هندوها) را مدت زمان زیادی از بین برد و ماراتاها (که رهبرشان، «بالاجی رائو» با شنیدن خبر شکست دق کرد) نتوانستند از این شکست قد راست کنند و تا ایام معاصر هیچ گاه نتوانستند به قدرت مرکزی هند نزدیک شوند.

احمـــدشاه ابدالی، پس از این پیروزی، به جای ایجاد یک حکومت مقتدر اسلامی در دهلی، به کابل بازگشت و حکام مسلمان هندی نتوانستند خلاء قدرتی را که در صحنه ی سیاسی هند ایجاد شد، پر کنند.

ماراتاها = مراته ها Maratha، هندوئیزم بنیادگرا و اسلام ستیز را بنیاد نهادند.

ابوالحسن کلماتی و غازیان خراسانی عهد رکن الدوله

 سامانیان برخی سفرهای جنگی بر ضد ترکان کافر ترتیب دادند، اما دراویش و مبلغان که برای تبلیغ آیین اسلام به درون دشت های آسیای میانه می رفتند، در تغییر آیین ترکان، بیش از اقدامات نظامی مؤثر بوده اند. با نگاهی گذرا در منابع مشاهده می گردد که اشاراتی مختصر به فعالیت مبلغانی نظیر «ابوالحسن الکلماتی» [ابوالحسن محمّد بن سفیان کلماتی] شده است و بس. کلماتی از مردم نیشابور بود، و در روزگار امارت امیر عبدالملک [بن نوح، مرگ به سال 350ق./ 961م.] در میان ترکان (از قرار معلوم قراخانیان) به تبلیغ آیین اسلام می پرداخت. تاخت و تازهای کفار ترک به قلمرو سامانیان دست کم تا پایان امارت اسماعیل موجب گردید که از سراسر مشرق عالم اسلام، داوطلبان یا غازیان برای جنگ با مشرکان به ماوراء النهر بیایند.

با اسلام پذیرفتن ترکان دیگر به خدمات مجاهدان اسلام در آسیای میانه نیازی نبود، اما در آناطولی و نواحی قفقاز همچنان فعالیت داشتند. ابن مسکویه در تاریخ آل بویه ذیل سال 353ق./ 964م. آورده است که پنج هزار غازی از خراسان به قلمرو آل بویه آمدند و در سال 355ق./ 966م. سپاهی مرکب از بیست هزار غازی خراسانی اجازه خواستند که از سرزمین های آل بویه بگذرند و برای جنگ با دولت بیزانس به غرب بروند. بی گمان در میان این جنگیان غارتگر ترکان بسیاری بودند که پیشگامان کوچ بزرگ ترکان به آناطولی در سده های آینده به شمار می آیند.

 

صفحۀ 135 کتاب «تاریخ ایران کیمبریج؛ از فروپاشی دولت ساسانیان تا آمدن سلجوقیان»، گردآورنده: ریچارد نلسون فرای، ترجمۀ حسن انوشه، جلد چهارم، چاپ یازدهم، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1394 هجری شمسی