تصرف تبریز و تفرقۀ قزلباش

چون رومیه از «شنب غازان» کوچ کردند، نواب شاهزادگی با ملازمان موکب عالی از یورت خود سوار شده، به قلب لشکر رومی افتادند که در هر جا صرفه در جنگ باشد، جنگ کرده، در هیچ منزلی ایشان را آسوده نگذارند. و تا قصبۀ «طسوج» بدین قاعده تعاقب می نمودند. و غازیان انتهاز فرصت نموده، خود را به رومیه رسانیده، طرح جنگ می انداختند و جمعی کثیر را طعمۀ شمشیر هلاک می ساختند، و سرها و اخترمه ها را به نظر خجسته اثر می رسانیدند./ تا موضع «مایان» جنگ عظیم به وقوع انجامید. اسمعیل قلی خان و طایفۀ «شاملو» اسب جلادت پیش راندند و رومیه زور آورده، جمعی کثیر به مدافعۀ ایشان شتافته، غازیان را بازگردانیدند. از قضای الهی در آن صحرا آب انداخته بودند و گذار طایفۀ شاملو بدانجا افتاد. اسبان تا سینه به گل فرو می رفتند. و رومیه زور آورده، اگر لحظه ای مدد نمی رسید، «جوانان کارآمدنی» شاملو در گل به قتل می رسیدند. پیرغیب خان استاجلو که «چرخچی» بود، به مدد پیش رفته، رومیان را پس نشاند و غازیان شاملو به صد تشویش و تعب از وحل بیرون آمدند. یکی از برادران اسمعیل قلی خان با جمعی از طایفۀ شاملو به قتل رسیدند. از ملازمان موکب عالی، شاه حسین بیگ، ولد زینل بیگ شربت دار، و قورخمس خان جبادار ولد دیوسلطان ذوالقدر که در سلک مقربان بود، مقتول شدند. بالجمله در این روز زیاده کاری از پیش نرفت. علی قلی خان فتح اغلی بنا بر سوء مزاجی که از رشک و حسد ارباب مناصب و مقربان بساط دولت را با یکدیگر می باشد، با اسمعیل قلی خان داشت، با پیرغیب خان اظهار کدورت نمود که: (امداد شاملو نموده، نگذاشتی که او بین الاقران خجلت زده مغلوب گردد)! هر گاه میانۀ اعیان لشکر شیوۀ نفاق و عدم اتفاق بدین سان رواج داشته باشد، پیداست که چه مهم از پیش رود! بالجمله نواب جهانبانی تا «طسوج» دست از تعاقب بازنداشته، به قدر مقدور لوازم سعی و کوشش به جای آورد.

 

 

از صفحات 315 و 316 کتاب «تاریخ عالم آرای عباسی»، نوشتۀ اسکندر بیگ منشی ترکمان، جلد اول از مجموعۀ دو جلدی، به اهتمام و تنظیم ایرج افشار، چاپ چهارم، مؤسسۀ انتشارات امیرکبیر، تهران، 1387 هجری شمسی  

دربارۀ هیتی ها

 

قبایلی [از آریایی ها بودند که] از قفقاز یا شمال خزر حرکت کرده، از بالکان گذشته، از راه تنگۀ بوسفور وارد آسیای صغیر شده اند، یا از راه ارس و دجله و فرات به آناتولی رفته، و در آنجا استقرار یافته اند. معروف ترین این اقوام «هیتی ها» و «میتانی ها» می باشند./ هیتی ها نخستین قوم بزرگی بودند که در آسیای صغیر = آسیای مینور = آناتولی = آناطولی = به عربی: اناضول زندگی می کرده اند (در فاصلۀ سال های دو هزار تا هزار و پانصد قبل از میلاد. بعضی ها: پیش تر از این تاریخ). صاحب تمدن بزرگی = وسیعی بوده اند؛ مثل تمدن مصر./ نامگذاری این تمدن به خاطر نام پایتخت آنها بوده است: هاتی یا هاتوش بر کنار رود هالیس (قزل = قیزیل ایرماق کنونی)./ هیتی ها خط میخی را از اهل بین النهرین آموختند و آن را با زبان هند و اروپایی خود انطباق دادند./ هیتی ها در قسمت اعظم آسیای صغیر تاخت و تاز کرده اند./ روابط با همسایگان (بین النهرین) و «تمدن» در آسیای صغیر از زمان هیتی ها شروع می شود. [تمدن = تشکیل حکومت]./ هیتی ها آریایی بوده اند (ریشۀ آریایی داشته اند)./ هیتی ها با از بین بردن فرمانروایی میتانی ها بر سراسر شبه جزیرۀ آناتولی مسلط شدند./ پس از تسلط بر آناتولی، بر سوریه [شام] و فلسطین هم مسلط شدند. آنها حتی بابل را هم گرفتند [یعنی بین النهرین علیا را]، اما نتوانستند در آنجا ماندگار شوند (به دلیل مبارزه بر سر قدرت در داخل)./ پایتخت هیتی ها در دهکدۀ امروزی «بوغاز کوی» (در شرق آنکارا) واقع بوده است. در آنجا الواح پیدا شده است (حدود سیزده هزار لوحه). در آنجا معبدها و قصرها داشته اند./ هیتی ها چون وضعیت اقتصادی پررونقی داشته اند، و چون بر سر راه های اصلی شرق به غرب قرار گرفته بودند، مورد حملات پی در پی دولت جنگجوی آشور قرار گرفتند و در نهایت به دست آشوری ها از بین رفتند./ احتمال می دهند که علت انقراض حکومت هیتی ها، دست یافتن دشمنان آنها به «آهن» بوده باشد./ هیتی ها صادر کنندۀ «آهن» [و مصنوعات آهنی] بودند./ زبان هاتی قدیمی ترین زبان آسیای صغیر بوده است./ منبع عمدۀ درآمد آسیای صغیر [در عهد هیتی ها] «فلزکاری» بود. مثلا فروش سازه های فلزی = آهنی در مقابل طلا به مصر./ قوانین تنبیه در تمدن هیتی بسیار ملایم تر از قوانین حمورابی در بابل یا قوانین آشوری بوده است./ مذهب در نزد هیتی ها امر مهمی بوده و خدایان متعدد داشته اند. از خدایان عمدۀ هیتی ها رب النوع رعد بود. حیوان مقدس رب النوع رعد «گاو» بود و این حیوان از قدیم ترین ایام در آناتولی ستایش می شد. کوهستان عمدۀ این سرزمین را به همین مناسبت «توروس» [برگرفته از کلمۀ «ثور»] می نامند./ ارتش هیتی دو بخش داشت: پیاده نظام و واحد ارابه های جنگی./ ارابه های جنگی قدرت خاصی به ارتش هیتی می داده است. مؤسس این واحد «هوری ها» بودند. مربی هیتی ها در پرورش اسب هم «میتانی ها» بوده اند./ در ارابه های جنگی، گذشته از راننده و حامل سپر، سربازی که به نیزه و کمان مسلح بود، قرار می گرفت./ مخازن خوار و بار سلطنتی مسؤول تأمین آذوقۀ سپاهیان بود و در اردوکشی ها سربازان از غنایمی که به دست می آوردند، زندگی می کردند./ هیتی ها بر عکس آشوری ها هیچ گاه ملل مغلوب و اسرای آنها را زجر نمی دادند./ هیتی ها دویست و پنجاه سال حکمرانی کردند (از حدود هزار و ششصد و پنجاه تا هزار و چهارصد قبل از میلاد). بر سراسر آناتولی، شمال سوریه [شام]، بین النهرین علیا [بابل] مسلط شدند. پانزده پادشاه هیتی شناسایی شده اند. مرکز این دولت شهر هاتوسا در شمال آناتولی مرکزی بوده است./ ازدواج با محارم در دولت هیتی ها ممنوع بود و آنها، سرزمین هایی را که چنین امری در آنها صورت می گرفت، کمتر تمدن یافته! می دانستند./ هیتی ها