نیش عقرب نه از ره کین است
خلاصۀ نامۀ شاه جهان هندی به سلطان مراد چهارم عثمانی
«...چون الحال در سرحد دکن و سایر محال ملک طرفها جمع گشته ارادۀ آن نمود که ان شاء الله تعالی بعد از این در مقام دفع و رفع قزلباش اوباش مذهب تراش درآید (مقصودش سپاهیان صفویه، بلکه خود آنان است) و ابتدا از تسخیر قندهار که در سرحد آن دیار واقع شده نماید و بعد از آن درصدد گرفتن خراسان و مفتوح ساختن آن ولایت شود؛ چه دفع این جماعت اهل بدعت و ضلالت بر پادشاهان اسلام که مروج شریعت غراءاند واجب و لازم است و استخلاص عراق عرب خصوصاً... واجب تر و لازم تر... امید چنان است که اگر الله تعالی خواسته باشد... این طایفۀ ضاله مقهور گردند و آن ولایت ها از تصرف ایشان برآید... افواج قاهرۀ این نیازمند درگاه صمدیت هم اولا بر سر قندهار و بعد از آن به خراسان روان خواهند شد و چون به والی ماوراء النهر و حاکم بلخ نیز اشاره شد، آنها هم از آن طرف به حرکت خواهند درآمد و در خور قوت و قدرت خود هر چه توانند، خواهند کرد... .»
ملاحظه می شود که شاه جهان و اسلاف او با این که از شاه عباس کبیر و اسلافش مهربانی و مساعدت دیده بودند، به واسطۀ اختلاف مذهب با صفویه و هم مذهبی با عثمانیان، آنان را تحریک به جنگ با ایران و گرفتن عتبات در عراق عرب تشویق می نمودند و در دماغ خود نیز خیال تسخیر قندهار و خراسان می پخته اند.
اما از حسن تصادف، اگر ایران صفویه بعد از شاه عباس بزرگ رو به ضعف نهاده بود، هندوستان آل بابر و عثمانی آل عثمان هم رو به ضعف می رفت و طوری نبود که نقشه های نظامی دشمنان ایران در آن موقع به آسانی قابل اجرا باشد....
از تحولی که در دولت (عثمانی ــ ترکیه) پس از سقوط خلافت آل عثمان و به وجود آمدن ترکیه روی داد، سطری بنگارم:
با قانون اساسی جدید (1961م.) سیاست از مذهب جدا شد. طبق مادۀ 19 آن «هر تبعۀ ترک حق دارد آزادانه مذهب خود را انتخاب کند». مادۀ 20 گوید: «هیچ کس نباید مجبور شود که افکار و عقیدۀ خود را اظهار نماید، به عبارت دیگر هر کس آزادی فکر و معتقدات دارد». اما به جای تعصب مذهبی یک تعصب جدیدی جانشین آن گردید، و آن «ترکی گری» یا سیاست (پان تورکیسم) و (پان تورانیسم) می باشد. در پیش و پس این سیاست بود که حدود یک میلیون ارمنی را کشتند یا آواره کردند.
از صفحات 280 تا 283 جلد دوم کتاب «افغان نامه» تألیف دکتر محمود افشار یزدی، انتشارات ادبی و تاریخی موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، تهران، 1360 هجری شمسی
اَلنَّـاسُ ثَلاثَةٌ: فَعَـالِمٌ رَبَّـانِـیٌّ، وَ مُتَعَلِّـمٌ عَلَـی سَبِیلِ نَـجَاةٍ، وَ هَـمَجٌ رَعَـاعٌ أَتبَـاعُ کُلِّ نَاعِـقِ، یَمِیلُونَ مَع کُلِّ رِیح، لَم یَستَضِـیئُوا بِنُورِ العِلمِ، وَ لَم یَلجَأوا إِلَی رُکنٍ وَثِیـقٍ. أمیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام.