خواندمیر

غیاث الدین بن خواجه همام الدین محمد بن خواجه جلال الدین محمد بن خواجه برهان الدین محمد حسینی شیرازی هروی معروف به «خواندمیر»؛ از رجال اواخر عهد تیموری و اوایل دوران صفوی و از نویسندگان و مؤلفان مشهور آن اوان است. وی نسب نامۀ خود را به نحوی که ذکر شده در ذیل احوال سلطان محمود میرزا فرزند سلطان ابوسعید گورکان آورده است. پدرش خواجه همام الدین محمد از مشاوران و صدور سلطان محمود میرزا (م. 900 هـ . ق) پسر سلطان ابوسعید گورکان بود که بعد از کشته شدن پدر (873 هـ . ق) چند سالی بر ماوراء النهر مستولی بود. مادرش دختر میرمحمد بن خاوندشاه مشهور به میرخواند صاحب روضة الصفا بود و به همین سبب، چنان که در ذکر احوال امیرخواند آورده ام، غیاث الدین همیشه با عنوان «حضرت مخدومی ابوی» از او یاد کرد، یعنی پدرِ مادر را احتراماً پدر خود معرفی نموده است.

ولادت غیاث الدین خواندمیر در حدود سال 889 در شهر هرات اتفاق افتاد و در همان شهر به تحصیل کمالات پرداخت و علی الخصوص از حسن تربیت نیای مادری خود، امیرخواند برخوردار بود و هم از جوانی به دربار سلطان حسین بایقرا راه یافت و مورد توجه و محبت امیرعلیشیر نوایی واقع شد و بیشتر به خدمت بدیع الزمان میرزا پسر سلطان حسین اختصاص داشت و در بعضی سفرها همراه او بود و بعد از انقراض سلسلۀ تیموری همچنان در شهر هرات باقی ماند و جز زمان های کوتاهی از آن شهر دور نبود و مخصوصا در دوران های آرامش آن شهر در ظلّ حمایت والیان دولت صفوی در آن دیار به سر می برد و مدتی مصاحب و محل عنایت خواجه حبیب الله ساوجی، وزیر دورموش خان حاکم هرات از جانب دولت صفوی بود و کتاب «حبیب السیر» را برای او نوشت و عاقبت به سال 934 هجری به اتفاق شهاب الدین معمایی و میرزا ابراهیم قانونی از هرات به هندوستان رفت و در هشتم ماه ربیع الاول سال 935 هـ . ق در اگره به خدمت بابر رسید.

بابر خود در رسالۀ واقعات بابری به این نکته اشاره کرده و گفته است که «خواندمیر، مورخ کتاب حبیب السیر و مولانا شهاب الدین معمایی و میرزا ابراهیم قانونی که از هرات آمده بودند و هر یک در فن خود نظیر و همتا نداشتند، در آن روز آمده، ملازمت کردند و نوازشات یافته، از جملۀ مقربان گشتند.»

بعد از مرگ بابر که به سال 937 هـ . ق اتفاق افتاد، خواندمیر خدمت همایون شاه را اختیار کرد تا به سال 942 بدرود حیات گفت و در جوار آرامگاه نظام الدین اولیا به خاک سپرده شد. از وی پسری به نام میرمحمود ماند که مانند پدر به تاریخ نویسی تعلق خاطر داشت و به سال 950 کتابی دربارۀ تاریخ شاه اسماعیل و شاه تهماسب تألیف نمود.

خواندمیر از جملۀ مؤلفان معروف پایان عهد تیموری و آغاز دوران صفوی است و او را نمی توان به سبب آنکه چند سالی از دوران صفوی را درک کرده است، بدان دوره نسبت داد، بلکه از تربیت شدگان مرکز علمی و ادبی هرات و از نتایج آرامش اوضاع آن شهر در عهد سلطنت سلطان حسین بایقراست که زیردست رجال آن سلطنت و علمای آن دوره، خاصه نیای خود امیرخواند، به مراحل کمال رسید و به سبب احاطه ای که بر امور تاریخی داشت، منشأ آثار مهمی در فن تاریخ نویسی گردید و به سبب کثرت تألیفات از جمله مؤلفان پرکار عهد خود شد و کتاب هایش به علت سادگی و روانی انشاء شهرت و رواج بسیار یافت. از آثار معروف اوست:

یک ــ دستور الوزراء: در ذکر احوال وزرای اسلام تا عهد مؤلف. این کتاب نخست در سال 906 فراهم آمد و سپس خواندمیر مطالبی بر آن افزود، چنان که بالاترین تاریخ که در آن آمده سال 914 یعنی سال وفات خواجه غیاث الدین میکال وزیر مظفر حسین میرزا پسر ابوالغازی حسین میرزای بایقراست.

اهمیت این کتاب در اشتمال بر اطلاعات مشروحی دربارۀ وزیران عهد تیموری تا زمان انقراض آن است در ایران. خواندمیر در تدوین این کتاب از کتب مقدم بر زمان خود در شرح حال وزیران و از کتابهای تاریخ استفاده کرده و بسیاری از تراجم صدور را به استقصاء درآورده است. این کتاب به نام سلطان ابوالغازی حسین میرزا و وزیرش کمال الدین خواجه محمود تألیف شده است.

 

دو ــ خلاصة الاخبار في بیان احوال الاخیار: این کتاب مختصری است در تاریخ عمومی از زمان خلقت تا سال 905 از هجرت نبوی. غیاث الدین تألیف این کتاب را به سال 904 هـ . ق آغاز کرده و آن را به نام امیرعلیشیر نوایی توشیح نموده است. خلاصة الاخبار با «مقدمه» ای در شرح خلقت آغاز شده و در ده «مقاله» و یک «خاتمه» پایان یافته است.

مقالات ده گانۀکتاب به ترتیب راجع است به اخبار: اول) انبیا، دوم) حکما، سوم) پادشاهان پیش از اسلام ایران و عرب، چهارم) سیرۀ پیغامبر اسلام، پنجم) خلفای راشدین و ائمۀ اثنی عشر، ششم) امویان، هفتم) عباسیان، هشتم) سلسله های سلاطین ایران تا دورۀ مغول، نهم) چنگیزیان، دهم) تیموریان تا سال 875 که مصادف است با دومین لشکرکشی سلطان حسین میرزای بایقرا و استقرار نهایی او در هرات.

خاتمۀ کتاب در توصیف هرات و ذکر احوال بعضی از معاصران مؤلف است. اگرچه حوادث منظم تاریخی در خلاصة الاخبار به سال 875 ختم می شود، ولی اتفاقات مربوط به اولاد سلطان ابوسعید گورکانی تا به سال 905 هجری در مطاوی اخبار مذکور افتاده است.

 

سه ــ مآثر الملوک: متضمن کلام پادشاهان و پیشوایان دین و حکیمان. این کتاب هم به نام امیرعلیشیر نوایی، پیش از سال 906 تألیف شد.

 

چهار ــ نامۀ نامی: که مجموعه ای است از منشآت دیوانی خواندمیر.

 

پنج ــ حبیب السیر في اخبار افراد البشر: مهمترین کتاب از آثار خواندمیر، و شامل وقایع عمومی [عالم] از [آغاز] خلقت تا سال 930 هجری است در سه جزء و یک مقدمه و یک خاتمه.

مقدمۀ کتاب در ذکر آغاز خلقت است؛ و جزء اول مشتمل است بر تاریخ انبیا و حکما، ملوک قدیم ایرانی و تازی و رومی، سیرۀ پیامبر اسلام، احوال خلفای راشدین؛ جزء دوم در ذکر ائمۀ اثنی عشر و خلفای اموی و عباسی و سلسله های پادشاهان معاصر آنان در ایران و ممالک مجاور و اندلس و مغرب و ایوبیان و غوریان و ملوک سیستان و خوارزم؛ جزء سوم دربارۀ سلاطین ترک و چنگیزخان و جانشینان او در ایران و ترکستان، ممالیک مصر و قراختائیان و آل مظفر و اتابکان لرستان و پادشاهان مازندران و سربداران و آل کرت، تیمور و جانشینان او تا سال 929 از هجرت، تاریخ سلطنت شاه اسماعیل صفوی تا سال 930 هجری. خاتمۀکتاب در اشارات جغرافیایی و عجایب ربع مسکون است که تا حدی شبیه است به خاتمۀ روضة الصفای میرخواند.

این کتاب یک بار در تهران به سال 1371 هجری قمری و یک بار در بمبئی به سال 1273 هجری قمری و یک بار دیگر در تهران توسط کتابفروشی خیام به سال 1373 هجری قمری در چهار مجلد به طبع رسیده است.

غیاث الدین خواندمیر، حبیب السیر را در اوایل سال 927 هجری برای غیاث الدین محمد بن یوسف حسینی، از رجال معروف هرات آغاز کرد، و بعد چون در همان سال اوضاع هرات بر اثر تسلط عبیدالله خان ازبک آشفته شد، تألیف کتاب مدتی در بوتۀ تعویق ماند و چون فتنۀ عبیدالله به فرمان شاه اسماعیل صفوی مرتفع گردید، خواندمیر به فرمان کریم الدین خواجه حبیب الله ساوجی وزیر دورموش خان حاکم هرات در اوایل سال 928 کار تألیف تاریخ را دنبال کرد و آن را به نام همین وزیر «حبیب السیر» نامید، و همچنان که گفتیم، آن را به سال 930 تمام نمود؛ ولی بعد از آن، هنگامی که در هندوستان به سر می برد، مطالب جدیدی بر کتاب افزود.

کتاب «حبیب السیر» از حیث جامعیت مطالب، و سهولت انشاء، و اشتمال بر اطلاعات بسیار سودمند و مشروحی دربارۀ زمان مؤلف، خاصه حوادث مربوط به دوران سلطنت سلطان حسین میرزای بایقرا و فرزندان او و دوران شاهنشاهی شاه اسماعیل صفوی و اطلاعات مربوط به ظهیرالدین بابر و شیبانی خان ازبک بسیار قابل توجه است. ذکر اطلاعات مفید و پرارزش دربارۀ رجال علم و ادب و ریاست و دین و وزراء که خواندمیر آنها را در ذیل دوران های عده ای از سلاطین جای داده، به کتاب حبیب السیر جلوۀ خاصی بخشیده و آن را از جملۀ منابع بسیار سودمند دربارۀ تاریخ رجال ساخته است.

شش ــ خواندمیر کتاب حبیب السیر را به سبب تفصیل آن، به سال 931 تلخیص کرده و آن را «آثار الملوک والانبیاء»نامیده است.

 

هفت ــ آخرین تألیف غیاث الدین خواندمیر کتابی است در ذکر مناقب همایون شاه پسر ظهیرالدین بابر که خواندمیر آن را به سال 931 تألیف کرد.

هشت ــ همچنان که در شرح حال امیرخواند محمد بن خاوندشاه دیدیم، چون او به سبب ابتلاء به بیماری صعب «جگر و گرده» نتوانست همه و یا قسمتی از مجلد هفتم روضة الصفا را به اتمام برساند، خواندمیر کار نیا را با تألیف تمام و یا اتمام جلد هفتم روضة الصفا به انجام رسانید. ظنّ غالب بر آن است که جز دیباچۀ جلد هفتم روضة الصفا، همۀ آن جلد از آثار غیاث الدین خواندمیر باشد.

خواندمیر به عنوان یک مورخ، از مؤلفان مؤثق و به لحاظ نویسندگی، دارای نثری روان و تا حدودی متمایل به صنعت است. کتاب او از حیث مطالب و انشاء بسیار تحت تأثیر روضة الصفاست و این مسلماً اثر تربیت و تأثیر معنوی نیای او یعنی امیرخواند در اوست، و او هم مانند میرخواند حد وسطی را در استعمال صنایع به کار برده، و با این حال در مقدمه چینی ها و یا ذکر القاب و اوصاف بیشتر متمایل به اسهاب و اطناب در کلام است، و حاجت به گفتار نیست که اختصاصات عمومی زبان و نثر فارسی اواخر قرن نهم هجری از همه جای کتاب مشهود است و به همین سبب گاه به خطاهای دستوری و لغوی در آن باز می خوریم.

 

از صفحات 541 تا 545 کتاب «تاریخ ادبیات در ایران» نوشتۀ دکتر ذبیح الله صفا، جلد چهارم، چاپ سیزدهم، انتشارات فردوس، تهران، 1389.