سیاح بزرگ ترک، مؤلف کتاب مهم «سیاحت نامه» که «تاریخ سیاح» نیز نامیده می شود.

یگانه مأخذ در شرح زندگانی او اطلاعاتی است که خود در مجلدات سیاحت نامه به دست می دهد. نامش اولیا ست که احتمالا در انتساب به استادش اولیا محمد افندی (400/IA,IV)، برگزیده شده است. او در استانبول زاده شد و در مقدمۀ سیاحت نامه خود را «سیاح عالم و ندیم آدم، اولیای بی ریا محمد ظلی بن درویش» می نامد (1/28).

درویش محمد ظلی نام پدر اوست که در جای جای سیاحت نامه (1/424 ــ 425، 6/266، 267) بدان اشاره شده است. خاندان اولیا که تبارش را به خواجه احمد یسوی (هـ م) می رساند، پیش از فتح استانبول در 857 ق/ 1453 م. از کوتاهیه به استانبول کوچانده شدند (همو، 3/444، 6/226).

اولیا چلبی در مدارس سنتی مسلمانان درس خواند، زبانهای عربی و فارسی و خط را آموخت و در فنون ظریفه مهارت پیدا کرد (همو، 1/252 ــ 253)، چنانکه نقش و نگار و طلاکاری برخی از کاخهای آن روزگار مربوط به اوست (همو، 5/47).  در موسیقی نیز تعلیم دید و به لطف صدای دلنشین، خواننده ای بنام شد (401/IA,IV ؛ شاو، 1/492).

بعدها به دربار عثمانی راه یافت و توجه سلطان مراد چهارم را به خود جلب کرد و اندکی پیش از لشکرکشی وی به بغداد به سپاهیان پیوست (اولیا چلبی، 1/258) و بدین سان توانست آرزوی خود را که دیدار اماکن مقدس و سیر و سیاحت بود، تحقق بخشد (همو، 1/28 ــ 29).

او نزدیک 40 سال در اطراف و اکناف قلمرو وسیع امپراتوری عثمانی همچون سوریه، بین النهرین، مصر، سودان، مکه و مدینه و نیز ایران، شبه جزیرۀ کریمه و کشورهای بالکان به سیر و سیاحت پرداخت و مشاهدات خود را دربارۀ شهرها، کشورها، تاریخ، فرهنگ، جغرافیا، زبان شناسی، باورها و سنن مردم و موسیقی به تفصیل و با دقت بسیار و به زبانی ساده در 10 جلد به رشتۀ تحریر درآورد. او با بهره گیری از آثار نویسندگانی همچون مقریزی، طبری، ذهبی، عالی، صولاق زاده و... (408/ IA, IV) در تکمیل مشاهدات خود کوشید. اگرچه برخی از پژوهشگران بخشی از نوشته های او را خیالی و غیرواقعی می دانند، اما از نظر کمیت و کیفیت مطالب، آن را با بزرگترین آثار جغرافیایی عرب برابر، و گاه برتر به شمار می آورند (بارتولد، 143).

سیاحت نامه اولیا چلبی در فاصلۀ سالهای 1314 ــ 1357ق/ 1896 ــ 1938م بارها در استانبول به چاپ رسید؛ همچنین گزیده ای از جلد اول آن که منتخبات اولیا چلبی نامیده شده، در 1262ق/ 1846م در استانبول چاپ شده است. نیز نوشته ای با عنوان «شقه نامه» به او منسوب است (نکـ: بروسه لی، همانجا). بخشهایی از سیاحت نامه به صورت مقاله و یا کتاب به زبانهای مختلف ترجمه گردیده است که از آن جمله اند: «اولیا چلبی در دیار بکر» (لیدن، 1988م) و «اولیا چلبی در بیتلیس» (لیدن، 1990م).

تاریخ درگذشت اولیا چلبی به طور دقیق معلوم نیست (نکـ: 406/ IA, IV؛ بروسه لی، همانجا). به نوشتۀ بروسه لی وی در استانبول مدفون شده است است (همانجا؛ قس: IA، همانجا).

 

مآخذ:

اولیا چلبی، سیاحت نامه، استانبول، 1314 ــ 1315ق؛ بارتولد، و. و.، فرهنگ و تمدن مسلمانان، ترجمه علی اکبر دیانت، تبریز، 1357ش؛ بروسه لی، محمدطاهر، عثمانلی مؤلفلری، استانبول، 1342 ق؛ شاو، ا. ج.، تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیۀ جدید، ترجمۀ رمضان زاده، مشهد، 1370 ش؛ نیز: IA.

 علی اکبر دیانت

 

از: صفحات 452 و 453 «دائرة المعارف بزرگ اسلامی»، ج دهم، چاپ اول، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، 1380 شمسی.