تاریخ عراق و ترجمۀ دلبخواهی

«لمحات اجتماعیة من تاریخ العراق الحدیث» نام کتابی است که مرحوم «دکتر علی الوردی» استاد سابق رشتۀ جامعه شناسی دانشگاه بغداد در هشت جلد به رشتۀ تحریر درآورده است. این کتاب شاید ــ یا احتمالاً: بدون شک ــ در نوع خود اگر نگوییم بی نظیر است، کم نظیر است.
برای خوانندۀ ایرانی همانند من که کم و بیش انقلاب ماسونی فرانسه (موسوم به انقلاب کبیر) یا انقلاب کمونیستی روسیه (موسوم به انقلاب اکتبر) را می شناسد، اما از تاریخ ممالک همجوار کشور خود اطلاعات بسیار اندکی دارد، این کتاب براستی «گنج شایگان» است.
گرچه گفته می شود که نویسندۀ کتاب مذکور آدم فاضل و دانشمندی است که در آمریکا تحصیل کرده و بی غرض و بدون جانبداری اثرش را خلق نموده، اما با مطالعۀ کتاب جای شک نمی ماند که او نیز دل خوشی از شیعیان عراقی و کشور شیعی ایران ندارد و همانند آنچه امروز بدان دامن زده می شود، دوران سیطرۀ عثمانی ها بر این کشور را ــ با همۀ زشتی ها و ظلم هایش ــ خوش می دارد و ایرانی ها را و شیعیان را ملتی و مسلکی غیر از آنچه ایرانیان و شیعیان بدان باور دارند، می داند. لذا او را تاریخ نگاری بی غرض و بی طرف نمی شود گفت. و اصولاً چنین انسانی کجاست؟ و چنین مؤرخی کیست؟
بخشی از اثر هشت جلدی دکتر «علی الوردی» تحت نام «تاریخ عراق: دیدگاه های اجتماعی از تاریخ عراق معاصر» توسط آقای دکتر هادی انصاری «ترجمه و تحقیق» شده است. این، اقدامی بسیار مفید و ارزشمند است و جای تقدیر بسیار دارد. اما این ترجمه دو مشکل دارد که همین دو مشکل، ارزش اقدام مترجم را به نظر من به نحو فاحشی تنزل داده و حتی از میان برده است.
این دو مشکل چیستند؟
اول این که: به طور بسیار ساده و خلاصه بسیاری از مطالب کتاب اساساً ترجمه نشده است. یعنی حجم چشمگیری از مطالب کتاب دکتر وردی اصلاً ترجمه نشده است. حال یا دلیل آن ممیزی بوده است یا صلاحدید شخص مترجم، الله اعلم. اما به نظر، مورد دوم صحیح تر است.
دوم این که: در ترجمۀ بخش بزرگی از کتاب حفظ امانت و وفاداری به متن اصلی مشاهده نمی شود. یعنی مترجم متن اصلی را نه آنچنان که هست، بلکه آنچنان که خود صلاح می داند و می پسندد، یا سوادش قد می دهد، ترجمه کرده است. و در اینجا هم بخش هایی از میانۀ جملات از اساس نادیده انگاشته شده و ترجمه نمی شود. که این هم، مزید بر علت می شود.
نفس ترجمۀ چنین اثر ارزشمندی، ارزشمند است. به شرط اینکه اصول اساسی «ترجمه» لحاظ و رعایت شود و چنان نشود که اثری مطابق خواست مترجم، و نه نویسنده، به مخاطب ارائه شود. چرا؟ چون خواننده به لطف خدا دارای قوۀ تعقل و شناخت است و می تواند دیر یا زود سره را از ناسره و حقیقت و راستی را از جعل و کذب تشخیص دهد. شایسته بود به جای حذف بخش های زیادی از متن اصلی یا ترجمۀ دلخواه جملات، متن مورد نظر در ذیل صفحات به نقد کشیده می شد که افاده و استفادۀ افزونتری به عمل آید.
اَلنَّـاسُ ثَلاثَةٌ: فَعَـالِمٌ رَبَّـانِـیٌّ، وَ مُتَعَلِّـمٌ عَلَـی سَبِیلِ نَـجَاةٍ، وَ هَـمَجٌ رَعَـاعٌ أَتبَـاعُ کُلِّ نَاعِـقِ، یَمِیلُونَ مَع کُلِّ رِیح، لَم یَستَضِـیئُوا بِنُورِ العِلمِ، وَ لَم یَلجَأوا إِلَی رُکنٍ وَثِیـقٍ. أمیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام.