شیعتی مهما شربتم ماء عذب فاذکروني

أسمعتم بغریب أو شهید فاندبوني

 

وَ أَنَا السّبط الّذي مِن غير جُرم قتلوني

و بجُردِ الخيلِ بَعْدَ الْقَتلِ عَمداً سَحقوني

 

لَيتكُم في يَومِ عاشُورا جَميعاً تَنظروني

كَيفَ أَسْتَسْقِي لِطِفلي فَأَبَوا أَنْ يَرْحَمُوني

 

وَ سَقَوه سَهم بَغي عَوض الماءِ الْمُعِين

يا لَرزء و مُصاب هدّا أركان الحُجُونِ

 

وَيْلَهُم قَدْ جَرحُوا قَلبَ رَسُولِ الثَّقَلَين

فالْعَنُوهُم مَااسْتَطَعْتُم شَيعَتِي فِي كُلِّ حِين

 

«شیعیان من! هر گاه آب خوش و گوارایی می نوشید، مرا یاد کنید (که تشنه لب شهید شدم) و هر گاه خبر غربت و شهادت شهیدی را شنیدید، بر من سوگواری کنید. من نواده پيامبرم كه مرا بى گناه كشتند و پس از كشتن به عمد بدنم را زير سم اسبان كوبيدند. كاش همه در روز عاشورا بوديد و مى ديديد كه چگونه براى كودكم طلب آب كردم و دشمن از دادن آب دريغ ورزيد (از اینکه بر او رحم آورند، ابا کردند). آنها به جاى آب گوارا با تير ستم او را سيراب كردند، وه چه فاجعه غم انگيز و دردناكى است كه بر اثر آن كوه حجون ويران شد! واى بر آنها كه دل رسول جن و انس را جريحه دار ساختند، شيعيان من! در هر زمان هر چه در توان داريد آنان را لعنت كنيد.»