درباره دولت موحدون
دربارۀ دولت موحدین کتابی مستقل به زبان فارسی بنده ندیده ام الا یک ترجمه از جناب آقای صادق خورشا با نام «دولت موحدین در غرب جهان اسلام؛ تشکیلات و سازمانها» که اصل آن در واقع یک پایان نامه برای اخذ درجۀ فوق لیسانس (الماجستیر) هست به قلم فردی به نام عزالدین عمرو موسی. همین.
همچنین بخشی از کتاب پنج جلدی «تاریخ دولت اسلامی در اندلس» نوشتۀ محمد عبدالله عنان (که به قلم دانشمند ارجمند مرحوم عبدالمحمد آیتی که هم امسال روی در نقاب خاک کشید، به فارسی برگردانده شده است) به طور مفصل به دولت موحدین پرداخته است.
نیز بخشی از کتاب «تاریخ و تمدن مغرب» اثر دکتر حسین مؤنس استاد دانشگاه قاهره (ترجمۀ آقای حمیدرضا شیخی) با نگاهی که خاص مؤلف آن است، به شرح روزگار موحدین اختصاص یافته است.
غیر از اینها چند کتاب دیگر همانند یکی – دو اثر آقای دکتر عبدالله ناصری طاهری نیز این سلسلۀ اسلامی را در منظر نگاه آورده اند که چون کارهای ایشان هم در حد نگارش یک اثر تحقیقی مفصل و جامع که به دولت موحدین پرداخته باشد، نیست، از آوردن نام این آثار صرفنظر می کنیم.
اصل موحدین از یک قبیلۀ بربری است موسوم به مصموده از قبایل برانس یا برنس ها.
قبایل بربری برانس در مقابل قبایل بربری بتـر قرار می گیرند. برنس ها شهرنشین و حضری و صاحب تمدن بوده اند و بترها بادیه نشین و گله دار و کوچنده و بالطبع جنگجوتر. وجه تسمیه برنس ها بدین ترتیب است که چون آنان لباس سفیدی می پوشیدند که از فرق سر تا نوک پای آنان را می پوشاند، به برانس یا برنس ها مشهور شدند. بترها چون سر را نمی پوشاندند و بادیه نشین بودند یا به عبارت دیگر از شهرآئینی به دور بودند، به نام بتر مشهور شدند.
اما چگونه شد که دولتی به نام دولت موحدین به وجود آمد، پاگرفت، تثبیت شد، متزلزل گشت و در نهایت سقوط کرد؟
مغرب و اندلس در عصر موحدین
(از 524 تا 668 هـ . ق/ 1130 تا 1269 م)
تاریخی که در اینجا به عنوان سرآغاز عصر موحدان تعیین شده است، در واقع تاریخ وفات «المهدی محمّد بن تومرت» و اعلام «عبدالمؤمن بن علی کومی» به عنوان جانشین و وارث اوست. اما نهضت موحدان خود سالها پیش از آن به دست محمّـد بن تومرت آغاز شده بود و می توان گفت که این حرکت پس از آن شکل گرفت که محمّد بن تومرت در بازگشت از سفر علمی خود به مشرق، به بجایه رفت و با تشکیل دسته ای از اصحاب خویش، از شهر بیرون آمد. چندی بعد عبدالمؤمن بن علی کومی را در نزدیکی تلمسان ملاقات کرد (حدود 510 هـ . ق/1116 م) و دیری نگذشت که وی سرزمین مغرب را از دورترین نقطۀ شمالی تا جنوب درنوردید، در حالی که در همه حال، مریدان، و در رأس آنان عبدالمؤمن بن علی، گرد او را گرفته بودند.
ابن تومرت مدعی بود که امر به معروف و نهی از منکر می کند و بر آنچه دین ستیزی مرابطان می خواند، می تازد، گر چه به نظر حسین مؤنس؛ «امیرالمسلمین علی بن یوسف بن تاشفین، دوّمین امیر مرابطی» که ابن تومرت دعوت خود را در زمان او آغاز کرد، از نیکوکارترین حاکمان و از پایبندترین ایشان به دین بود. اما محمّد بن تومرت در واقع مبلغ و سیاستمداری مصمودی بود (از قبیلۀ مصموده؛ یکی از قبایل برنس بود) که می کوشید صفوف قبایل مصموده را یکپارچه سازد و آنان را به رهایی از حاکمیت صنهاجه (که مرابطین لمتونی یکی از شاخه های آن بودند) و چیرگی بر آن برانگیزد و به جای دولتی صنهاجی، دولتی مصمودی تشکیل دهد (این نظر دکتر حسین مؤنس در صفحۀ 211 کتاب «اطلس تاریخ اسلام» است. محمّد عبدالله عنان و حسین مؤنس هر دو به موحدان نظر نامساعد دارند، اما آنچنان که از آثار ایشان هویداست، شدت تنفر حسین مؤنس بیشتر است).
سرانجام ابن تومرت همراه یاران مصمودی اش، به «تینملل» پناهنده شد. تینملل قریه ای بود در میان منازل قبیلۀ وی، در اغمات (ایجیلیز)، بر سرچشمه های وادی نفیس که از کوههای سوس سرازیر می شود.
اَلنَّـاسُ ثَلاثَةٌ: فَعَـالِمٌ رَبَّـانِـیٌّ، وَ مُتَعَلِّـمٌ عَلَـی سَبِیلِ نَـجَاةٍ، وَ هَـمَجٌ رَعَـاعٌ أَتبَـاعُ کُلِّ نَاعِـقِ، یَمِیلُونَ مَع کُلِّ رِیح، لَم یَستَضِـیئُوا بِنُورِ العِلمِ، وَ لَم یَلجَأوا إِلَی رُکنٍ وَثِیـقٍ. أمیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام.