آقچه، سکة نقره‎ای، پول، نقدینه، ثروت و توسّعاً هر نوع مسکوک و به مفهوم خاص، نام سکة رایج در امپراتوری عثمانی. این واژه از دو کلمة ترکی «آق» (سفید) و «چه» (علامت نسبت یا تصغیر) ترکیب یافته و معنی لغوی آن مایل به سفید یا سکّة سفید است (سامی، 44). این کلمه به صورتهایِ اقچه، اخچه و اغچه نیز ضبط شده است (دُر، 85). مصریها آن را «اَقشاء» و در یمن «بَقْچَه» که مخفّف «بِراَقچه» است (عزّاوی، 141) می‎خوانند که احتمالاً ترکیبی از «بیر» (یک) و اقچه است، اما به عربی فصیح به آن مُقَطَّعه گویند (حسینی، 1/109). برخی آن را واژه‎ای مغولی می‎دانند که در زمان ایلخانان مصطلح بوده است (پاکالین، 1/34) اروپایان از آن به صورت آسپر مأخوذ از آسپرون یاد می‎کنند (دایره‎المعارف اسلام).
آقچه در قلمروِ سلجوقیان ایران و روم و امیرنشینهای آسیای صغیر رایج بوده و در بیشتر این ایالات ضرب می‎شده است (غالب، 112 به بعد)، چنانکه راوندی از انعام 000‘1 آقچه‎ای نام برده است (ص 300). عثمانیها واحدِ قیاسیِ درهم و دینار را که در دولتها قبل و حتی معاصر آنها معمول بود، نپذیرفتند و خود به ضرب سکه اقدام کردند. سکة نقره‎ای را که برای اولین‎بار ضرب شد «آقچه» نامیدند و برای تشخیص آن از دیگر نفوذ آن را «آقچة عثمانی» خواندند که بعدها به «عثمانی» معروف شد (اسلام آنسیکلوپدیسی)؛ و آن را «شاهی» نیز می‎نامند (عزّاوی، 141).
نخستین آقچة عثمانی در 729ق/1329م در زمان حکومت اورخان در شهر بورْسه ضرب شده كه در يك روي آن ،لااٍلهِ اٍلَّا اللّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله» و در روی دیگرش «اورخان خَلَّدَاللهُ مُلْکَهُ» منقوش بود. تعداد کمی از این سکه‎ها تاکنون باقی مانده است (جودت، 1/254 به بعد).
سکه‎های اولیه تاریخ ضرب نداشت و اولین‎بار در زمان یلدیرم بایزید، حَکِّ تاریخ ضرب بر روی سکه‎ها معمول گردید (همانجا). اولین آقچه که شکل آن شبیه دِرهم سلجوقیان بود، 6 قیراط، یعنی 4/1 مثقال، وزن داشت و عیار آن 90٪ نقره و ربع درهم شرعی بود (سعدالدین، 1/40). وزن و عیار آقچه تا زمان سلطان محمدفاتح ثابت بود، ولی سپس به تدریج قوس نزولی پیمود، چنانکه وزن آن در 848ق/1444م به 5 قیراط و در سکه‎هایی که در شهرهای اَدِرْنه، بورسه، آیا سلوغ (آیا صلوغ) و دیگر جایها ضرب می‎شد، به 2/1 4 تنزل کرد (پاکالین، I/34). این کاهش تدریجی در وزن و عیار آقچه همچنان ادامه داشت تا سرانجام در سدة 11ق/17م وزن آن به یک قیراط و عیارش به 50٪ تنزل کرد. از همین‎رو، به مفاهیمی چون زییوف آقچه (آقچة قلب)، آقچة جعلی، آقچة سرخ، آقچة میخانه و آقچة خال خال برخورد می‎کنیم که هریک از آنها درجه و اعتبار و ارزش آقچه را نشان می‎دهد (همانجا). در نیمة دوم سدة 9ق/15م به 000‘30 آقچه و در میانه‎های سدة 10ق/16م به 000‘20 آقچه و بعداً به 000‘40 آقچه «یک کیسه» گفته می‎شد. این مقدار در سدة 12ق/18م به 000‘80 رسید و بعدها فقط به 500 قروش یک کیسه گفته می‎شد. نتیجة این کاهشهایِ پی در پی آن شد که آقچه‎ای که در زمان سلطان‎محمد دوم 40 واحد آن معادل یک سکة زر بود، بعدها به 50، 60، 100 و حتی بیشتر تنزّل کرد (نوری، 96).
در تقسیمات اجا و اضعاف پول اصول زیر رعایت می‎شده است: یک قروش برابر 40 پارا، یک پارا برابر 3 آقچه و یک آقچه برابر 3 پول. از سدة 9ق/15م به بعد آقچه به‎طور عام به پول رایج اطلاق می‎شد و نامها و اصطلاحاتی که به کار می‎رفت، بیانگر این معنی بود، مانندِ آقچة عوارض، آقچة لله یورگچ (سکه‎ای که یورگَچ وزیر سلطان‎مراددوم ضرب کرد)، کیسة آقچه (کیسه‎های مختلف‎الشّکل از چرم، پشم و ابریشم که از آنها برای نگهداری پول استفاده می‎شد)، تختة آقچه (تخته‎ای که صرّافان و تحویلداران، پول را بر روی آن شمارش می‎کردند)، آقچة رایج و آقچة جعلی.
تا زمان سلطان‎سلیمان دوم واحد قیاس آقچه در تمام معاملات مرسوم و با عنوان آقچة عثمانی مورد استعمال بود. اجزای آن از مس به نام «مانقر» (مانقیر) و اضعاف آن سکه‎های زر بود. همچنین «محمّدیّات» نیز یکی از اشعاف آقچه بود که در زمان سلطان‎محمد فاتح ضرب می‎شد (عزاوی، 143). پس از اصلاحات پولی سلیمان دوم در 1099ق/1688م، استعمال آقچه ممنوع شد و به جای آن واحد قیاسیِ قروش انتخاب گردید.

مآخذ: اسلام آنسیکلوپدیسی؛ جودت، احمدپاشا، تاریخ، استانبول، مطبعة عثمانیه، 1309ق؛ حسینی مازندرانی، موسی، العقدالمنیر فی تحقق مایتعلق بالدرهم والدنانیر، نجف، 1361ق؛ دایره‎المعارف اسلام؛ راوندی، محمدبن علی، راحه‎الصدور، به کوشش محمداقبال، لیدن، 1921م، ص 490؛ سامی، قاموس ترکی، در سعادت، مطبعة اقدام، 1317ق، استانبول؛ سعدالدین، خواجه‎محمّد، تاج‎التّواریخ، استانبول، طبع خانة عامره، 1279ق؛ عزّاوی، عباس، تاریخ‎النقودالعراقیه، بغداد، 1377ق؛ غالب، اسماعیل، تقویم مسکوکات سلجوقی، استانبول، مطبعة قسطنطنیه، 1309ق؛ نخجوانی، محمدبن هندوشاه، دستورالکاتب، مسکو، 1964م، صص 315، 333، 373؛ نوری، مصطفی، نتایج‎الوقوعات، آنکارا، انجمن تاریخ ترک، 1961م، ص 97؛ نیز:

Doerfer, Gerhard, Türkische und Mongolische Elemenie in neupersischer, Wiesbaden, 1963; Pakalin, Mehmet Zeki, Osmanli Tarih Deyimleri ve Terimleri Sözlüğü, M.E.B. 1946.
علی‎اکبر دیانت