دراین جنگ که در خلیج لپانت در نزدیکی «بندر کورینت یونان» رخ داد ، ناوگان دریایی عثمانی که به اندازه ناوگان متحد اسپانیا و ونیز تجربه جنگ های بزرگ دریایی را نداشت به سختی شکست خورد. امپراتوری عثمانی جزیره قبرس که تحت مالکیت جمهوری ونیز بود را تصرف کرده بود. جمهوری ونیز در آن روزگار به دلیل تجارت گسترده دریایی ناوگان نیرومندی داشت اما به تنهایی نمی توانست با عثمانی مقابله کند بنابراین از فیلیپ دوم ، پادشاه اسپانیا که در آن زمان ابرقدرت جهان تلقی می شد ، درخواست کمک کرد. فیلیپ ناوگان خود را به کمک جمهوری ونیز فرستاد تا بتواند جزیره قبرس را از عثمانی ها بازپس گیرد.هر یک از طرفین جنگ در میدان این نبرد دریایی حدود ۱۰۰ هزار نیرو شامل ملوانان و سربازان داشتند. در این نبرد دریایی ناوگان دریایی عثمانی به سختی شکست می خورد.بخش اعظم کشتی هایش نابود شده یا به تصرف ناوگان مشترک اسپانیا و جمهوری ونیز در می آیند. با اینکه ناوگان متحد اسپانیا و ونیز قادر به تصرف دوباره جزیره قبرس نمی شوند و جزیره قبرس تحت مالکیت امپراتوری عثمانی باقی می ماند ، اما جنگ دریایی لپانت نقطه عطفی در زوال تدریجی امپراتوری عثمانی تلقی می شود. به این ترتیب ، در روز ۷ اکتبر سال ۱۵۷۱ میلادی در خلیج لپانت جنگی خونین میان ناوگان امپراتوری عثمانی و ناوگان متحد پادشاهی اسپانیا و جمهوری ونیز درمی گیرد که در تاریخ به جنگ دریایی لپانت مشهور است.این بزرگترین و خونین ترین جنگ دریایی تاریخ تا آن روزگار بود. در این جنگ ناوگان دریایی عثمانی به سختی شکست می خورد و درهم می شکند.یکی از دلایل عمده این شکست بی کفایتی سلطان وقت عثمانی ، سلطان سلیم دوم بود که به دلیل میخوارگی مفرط شبانه روز را در بی خبری می گذراند و همیشه نیمه مدهوش بود. در این جنگ یک سرباز اسپانیایی جوان دست چپش را از دست می دهد. او سروانتس نام داشت که پس از این واقعه چون دیگر قادر به جنگ نبود به نویسندگی رو می آورد و با نوشتن کتاب مشهور دن کیشوت نام خود را در تاریخ جاودان می کند. جنگ دریایی لپانت نقطه عطف زوال تدریجی امپراتوری عثمانی بود. «دن کیشوت»:در آن روز فرخنده مسیحیت فهمید که عثمانی هم شکست میخورد”. بهرام افتخاری.

 

1.    بررسی صد جنگ بزرگ تاریخ (بخش بیست و چهارم)

نبرد دریای لپانت

توسعه تجارت در قرن های چهاردهم و پانزدهم میلادی سبب شد تا جزایر و راه های دریایی اهمیت زیادی پیدا کنند. از طرف دیگر پنجه های بزرگ عثمانی کلیه پل های ارتباطی شرق و غرب را در اختیار گرفته بود و به قدرت های اروپایی اجازه تنفس نمی داد. از اواخر قرن پانزدهم پرتغالی ها، ونیزی ها، هلندی ها و اسپانیایی ها به دنبال فضاهای تازه و راه های جدید رفتند در حالیکه مدیترانه را نیز هنوز تخلیه نکرده بودند. اما سلاطین عثمانی قصد داشتند مدیترانه را نیز کاملا در اختیار خود بگیرند. بنابراین در 1570 م. با اعزام نیروی عظیم به فرماندهی ورزیده ترین دریانوردان و سربازان عثمانی عازم قبرس شدند که در تصرف ونیزی ها بود.

دژهای نیکوزیا و فاماگوستا پس از ماهها مقاومت، مقهور 50 هزار سرباز عثمانی شدند و مدافعان از دم تیغ گذشتند.

اکنون عثمانی که در این زمان سلطان سلیم موسوم به خمار در آن حکومت می کرد آرام آرام در حال فشردن گلوی دولت های مسیحی بود و این بار قصد داشت دریا را نیز از دست آنها به درآورد.

فرمان صلیبی

پاپ پی پنجم در 1571م. از پادشاهان اروپایی خواست تا نیروی بزرگی علیه عثمانیان به کار گیرند تا آنها را از قبرس بیرون کنند. با کنار کشیدن آلمان و فرانسه از اتحاد صلیبی جدید، اتحادیه مذکور عملا محدود به یک نیروی دریایی شد اما این نیرو بسیار قوی و حرفه ای بود.

نیروهای پاپ، اسپانیا (دشمن بزرگ دریایی عثمانی) ونیزی ها، اتریشی ها و مالت ها در تابستان 1571م. در مسینا در مدیترانه شرقی جمع شدند. فرماندهی این نیرو به دون خوان اتریشی پسر شارل پنجم، رسید و مقرر شد که آخرین جنگ صلیبی غرب علیه عثمانی ها جنگی دریایی یاشد.

470 کشتی روبه روی هم

نیروی دریایی طرفین در زمان خود بسیار بزرگ و بی همتا بود. ترک ها به فرماندهی علی پاشا و علوج علی، دو فرمانده با سابقه عثمانی، از 270 کشتی و بیش از 35هزار سرباز بهره مند بود و نیروی دریایی پیمان موسوم به مقدس نیز از 30 هزار سرباز برخوردار بود. تنها مزیت نیروهای غربی وجود 6 کشتی عظیم بادبانی، پارویی جدید بود.
ناوگان غربی در سپتامبر 1571م. نزدیک خلیج لپانت شده و با نیروهای عثمانی قصد نبرد کردند. ترک ها می دانستند که در خلیج لپانت کشتی های اروپایی به سراغ آنها نمی آیند اما سخنان مهیج فرماندهان ترک نظیر علی پاشا امیر البحر سبب شد تا ترکان به قصد درگیری از خلیج بیرون بیایند.

در 7 اکتبر 1571م. 400 کشتی که مملو از پرچم های صلیبی و هلال بودند در مدیترانه رو در روی هم قرار گرفتند.

مسیحیان تا مدتی تنها به انتظار حمله عثمانی ها نشستند و پس از شلیک گلوله آنها اقدام به آتشباری کردند. ترک ها که با دیدن شش ناو عظیم اروپایی پی بردند که هدف اصلی مسیحیان نابودی کلیه کشتی های آنها با توپ است به سرعت از سه جناح خود را به ناوگان اروپایی نزدیک کردند در حالیکه آتش ناوگان ونیزی ها و اسپانیایی ها کشتی های آنها را درهم کوبید.
در سمت راست سیروکو، فرمانده ترک، سعی کرد با نیروهایش خود را به موازات دشمن برساند تا با پهلو به پهلو دادن کشتی ها از ضرب شمشیر برای از بین بردن دشمن استفاده کند. لیکن آنها مصادف با دریانوردان کهنه کار ونیزی شدند و کل اسکادرانشان نابود شد و سر سیروکو از تن جدا گشت. اگرچه ونیزی ها نیز فرمانده خود را به همراه جمعی از بهترین سربازانشان از دست دادند.

در مرکز منطقه درگیری، ناوهای لارئال و سلطانه (دو ناو اصلی فرماندهی طرفین) به یکدیگر برخورد کرد و دو کشتی به گونه ای به هم گیر کردند که جدایی آن امکان پذیر نبود. بنابراین سرنشینان دو ناو برای نبرد تن به تن به سوی هم هجوم آوردند. این در حالی بود که ده ها ناو اروپایی و عثمانی نیز خود را سراسیمه به منطقه درگیری رساندند.
نبرد سختی بین نیروهای طرفین درگرفت. اگرچه برتری توپخانه اروپای ها سبب شد نیمی از کشتی های ترک قبل از رسیدن به محل درگیری از بین بروند.
ینی چری ها در ابتدا با جمع شدن به اطراف علی پاشا یک هسته قوی مقاومت تشکیل دادند و در عرشه کشتی ه دفاع سختی پرداختند اما به تدریج تعداد سربازان اروپایی بیشتر می شد و استفاده آنها از گلوله های شمخال نیز قدرت شمشیر ینی چری ها را بی اثر کرد.
در این میان دون خوان نیز با چند هزار نیروی جدید خود را به کشتی های درگیر با هم رساند و پس از آنکه گلوله ای به سر علی پاشا اصابت کرد پرچم های اروپایی به نشانه پیروزی بالا رفت اقدام ترک ها برای بازپس گیری ناو سرفرماندهی به جایی نرسید و تنها سبب افزایش تلفات آنها شد.

اکنون تنها جناح چپ ترک ها به فرماندهی علی علوج که دریانوردی ماهر بود به فعالیت ادامه می داد. او ابتدا سعی کرد از مقابل همتای خود، اندریا دوریا، بگذرد و پس از موفقیت خود را به ناوگان دون خوان رساند. در آنجا خود را رودر روی ناوگان سیسیلی و مالتی دید و پس از درهم کوبیدن آنها چون مطمئن شد با مرگ علی پاشا و از هم پاشیده شدن قلب ناوگان ترک شکست عثمانی قطعی است به همین پیروزی اکتفا کرد و شبانه با 40 کشتی باقی مانده به سمت قسطنطنیه عقب نشینی کرد.

به این ترتیب نیروی دریایی عثمانی با سرعتی حیرت آور در تمام اروپا منعکس شد و نفس های حبس شده در سینه میلیون ها اروپایی با خوشحالی تمام به بیرون داده شد. نکته جالب در این جنگ حضور سروانتس نویسنده اثر معروف دن کیشوت نبرد بود. او که در این نبرد دست چپ خود را برای همیشه از دست داد درباره اهمیت این نبرد گفته بود که:«در آن روز فرخنده مسیحیت دریافت که عثمانی ها هم شکست می خورند.»

نتیجه نبرد

لپانت مانند ضربه ای کوچک بر پیکر غول عثمانی بود. اما اثر روحی و روانی آن برای اروپایی ها بسیار زیادتر بود. آنها اکنون مطمئن شده بودند که با کمک قوای دریایی حداقل می توانند جلوی پیشروی سریع ترک ها در مدیترانه را بگیرند. در لپانت عثمانی نیروی دریایی خود را از دست داد اما قبرس کماکان در اختیار عثمانی ها باقی ماند.
ثروت عظیم عثمانی سبب شد تا آنها ظرف دو سال ناوگانی با همان عظمت ساخته و وارد مدیترانه کنند. اما تربیت هزاران ناوی جایگزین، سال ها وقت می برد و در این مدت اروپا به سرعت به توسعه ناوگان خود پرداخت. اروپا قبرس را فراموش کرد چرا که در قرن شانزدهم نمی شد «چیزی را که یک بار سلطان عثمانی به دست آورده مجددا از دست او گرفت.»

اما اسپانیا، ونیز، مالت، انگلیس و پرتغال با قوی تر کردن خطوط دریایی خود جلوی تسخیر سواحل مهم شمال مدیترانه توسط عثمانی ها را گرفتند. اگر در لپانت عثمانی ها برنده می شدند به طور قطع تمام جزایر کوچک و بزرگ مدیترانه به تصرف عثمانی در می آمد و مدیترانه دیگر دریای اروپایی نبود. لپانت شروع دنیای جدیدی نیز بود، دنیایی بود که در آن نیروهای دریایی اهمیتی همپای نیروهای زمینی می یافتند.

منبع: کتاب 100 جنگ بزرگ تاریخ ... علی غفوری

 

سه جنگ در طول تاریخ به عنوان جنگ لپانتو (به انگلیسی: Battle of Lepanto)‏ شناخته شده‌اند؛

  • جنگ لپانتو سال ۱۴۹۹ میلادی (پیروزی عثمانی‌ها در جنگ)
  • جنگ لپانتو سال ۱۵۰۰ میلادی (پیروزی عثمانی‌ها در جنگ )
  • جنگ لپانتو سال ۱۵۷۱ میلادی (عثمانی در این جنگ شکست خورد که مشهورترین جنگ بین این سه جنگ است.)

لپانتو خلیجی در یونان است و شهری در آنجا نیز به همین نام خوانده می‌شده‌است.

 

 این مطلب از سایت ویکی پدیا و دو سایت دیگر است.