Teacher

داشتم ویترین کتابفروشی را سیر می کردم که چشمم به کتابی افتاد که نام نویسنده اش «اردشیر صادقی» درج شده بود. کتاب را برداشتم و تورّقی کردم. حسابی خاک آلود بود و معلوم بود که مدّتها در آن کتابفروشی یا انبارش یا جای دیگر خاک خورده است. اسمش «شرح ادبی و عرفانی؛ تمثیلات پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع)» بود. ناشر آن «فروغ آزادی» بود و چاپ 1379 تبریز.

کتاب را محض تبرّک و تیمّن خریدم. قیمتش 550 تومان بود که در مقایسه با قیمت کتابهای تازه چاپ شده یامفت است. (هر چند در اسم کتاب بحث هست که عنوان «پیامبر اسلام» عنوان صحیحی نیست!)

پشت کتاب عکس نویسنده و بیوگرافی او درج شده بود. بعله! خود حضرت استاد صادقی بود. اشتباه نکرده  بودم. دبیر عربی ما در دوران دبیرستان در دو سال از سالهای دوران متوسطه.

یادش بخیر! حقیقتاً استاد اردشیر صادقی از آن معلمانی بود که اکنون هم هر وقت یادشان می کنم، برایشان طول عمر باعزّت و شکوه آرزو می کنم. معلّم نبود، یکپارچه جواهر بود که آموزش و پرورش این دیار مثل او را کمتر به خود دیده و خواهد دید. (بر خلاف تعدادی از معلمان که معلمی را از سر ناگزیری و فقط برای برطرف کردن غم نان و جامه و قوت همچون یک شغل! برگزیده اند یا الله بختکی معلم شده اند!)

از آن هنگام که وارد کلاس می شد تا وقتی که زنگ خاتمۀ کلاس به صدا درمی آمد، عاشقانه می گفت. گرچه دانش آموز دبیرستانی را آن همه تجربه و درک نیست که از لحظه لحظۀ ساعات مدرسه اش سود جوید و هر ثانیه اش را غنیمت داند، امّا استاد صادقی این مسأله را به چیزی نمی گرفت و کار خود را می کرد. تدریس، تدریس و باز هم تدریس. تدریسی عاشقانه، دلسوزانه و خلاصه معلم وار. با نظم و انضباط و سلیقۀ فوق العاده. و چون باسواد بود، و چون عاشق کارش بود، گفته هایش یکی مفیدتر از دیگری بود.

هنوز هم کت – شلوار نوی اتوکشیده اش خاطرم هست. آخر ایشان یکی از خوش پوش ترین و منضبط ترین معلّمان بود. خدا بر عزّتشان بیفزایاد. یادم هست می گفت: «بنویسید: نکته!» و انگشتانش را همانند طپانچه از بالا به پایین می آورد.

بعداً که توفیق شد و گذرمان به گذر لوطی صالح (یعنی دانشگاه) افتاد، دیدم ای بابا! استاد اردشیر صادقی و استاد نجاتی (دبیر زیست شناسی دوران دبیرستان) از بسیاری از اساتید و اعضای محترم هیأت علمی اینجا که دکترا دارند و ماهانه یک جوال حقوق می گیرند و کلی پز و فیس و افاده و ادا و اصول دارند، بسیار باسوادترند.

در بخشی از بیوگرافی حضرت استاد اردشیر صادقی در پشت جلد کتاب یاد شده چنین آمده است: «با اخذ درجۀ لیسانس زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تبریز از سال 1355 به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمده و ... در سال 1375 به عنوان دبیر نمونۀ کشوری برگزیده شده و لوح تقدیر را از مقام عالی وزارت دریافت نمود.»

هنیاً لک یا استاذ! حقا که شایستۀ بیش از آنی. بر تو و بر تمامی معلمان دلسوز، فرهیخته، عاشق و راستین این کهن بوم و بر درود و برکت باد.