نظم و ترتیب موجود بین سوره ها

در اینکه آیا ترتیب موجود بین سوره ها توقیفی است یا به اجتهاد صحابه صورت گرفته است، به طور کلی دو قول وجود دارد؛ اکثر علماء به نظر دوم قائلند و عده ای به نظر اول. زرقانی می گوید: دربارۀ ترتیب سوره های قرآن سه قول وجود دارد:

1-) ترتیب کنونی، به اجتهاد صحابه انجام گرفته است.

2-) ترتیب سوره ها همچون ترتیب آیات، توقیفی است.

3-) ترتیب بعضی از سوره ها به توقیف از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده و ترتیب بعضی دیگر به اجتهاد صحابه بوده است.

 

ادلّۀ اجتهادی بودن ترتیب سوره ها

برای اثبات اجتهادی بودن ترتیب سوره ها دلیلی چند آورده اند که به ذکر اهمّ آنها می پردازیم:

1-) قبل از آنکه عثمان مردم را به قرائت مصحفی واحد وادار کند، مصاحف صحابه از نظر ترتیب سوره ها مختلف بوده است. اگر چنین ترتیبی، توقیفی بود، تخلف از ترکیبی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تعیین کرده بودند، جایز نبود.

به طور مثال اختلاف مصاحف علی علیه السلام، عبدالله بن مسعود و ابی بن کعب در ده سورۀ اول به شرح زیر است:

مصحف علی علیه السلام: فاتحه، علق، قلم، مزمل، مدثر، تبت، تکویر، اعلی، لیل و فجر.

مصحف ابن مسعود: بقره، نساء، آل عمران، انعام، مائده، یونس، برائت، نحل، هود.

مصحف ابی بن کعب: فاتحه، بقره، نساء، آل عمران، انعام، اعراف، مائده، یونس، انفال، برائت.

نقد:

اولاً: ما یقین نداریم که علی علیه السلام، ابن مسعود و ابی بن کعب و ... مصاحفی با ترتیب های مذکور داشته باشند. چرا که هیچ اثری از چنین مصاحفی در دست نیست، آنچه در دست ماست، تعدادی خبر واحد ضعیف السند است.

ثانیاً: ممکن است بگوییم مصاحف ابن مسعود و ابی بن کعب به همین ترتیب مصاحف کنونی مرتب بوده اند و بعد از نابودی آنها در زمان عثمان ترتیب آنها شفاهاً نقل می شده و تا زمانی که چنین ترکیب هایی به قید کتابت درآمده، ترتیب آن سوره ها دستخوش جابجایی شده است، همانطور که دیدیم روایات مربوط به ترتیب نزول سوره ها تا چه اندازه با هم اختلاف داشت.

ثالثاً: ممکن است این مصاحف با ترتیب های مذکور مربوط به قبل از زمان تعیین نظم بین سوره ها توسط پیامبر باشد.

2-) روایتی از ابن عباس رسیده است که وی به عثمان گفت: چرا انفال را که از «مثانی» است، با توبه که از «مئین» است، کنار هم قرار دادی؟

عثمان در جواب گفت: انفال، جزو نخستین سوره هایی بود که در مدینه نازل شد و توبه جزو آخرین سوره هایی بود که بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله  نازل شد و داستان آن شبیه به داستان انفال بود، پس من گمان کردم که جزو انفال است.  رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت و برای ما روشن نکرد که از آن هست یا خیر. به همین دلیل آن دو را کنار هم قرار دادم و بین آن دو بسمله قرار ندادم و آن دو را در سبع طوال قرار دادم.

نقد:

حدیث مذکور متناً و سنداً قابل خدشه است. و بر فرض صحت حدیث هم، عدم توقیفی بودن ترتیب دو سورۀ انفال و توبه را ثابت می کند.

3-) عدم وجود نصّی معتبر دال بر توقیف پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله:

رژیس بلاشر محقق قرآنی غربی در پژوهشی به نام «جمع قرآن در خلافت عثمانی» گفته است: اثبات توقیفی بودن ترتیب سور مصحف مستلزم آن است که از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله متنی دال بر توقیف ترتیب سوره های آن یا متن یا سخنی حاکی از ترتیب تفصیلی سور موافق آن، با سندی به ما رسیده باشد (اما چنین نصوصی به ما نرسیده است).

نقد:

نبودن متنی از پیامبر که بیانگر ترتیب سوره ها در مصحف باشد هیچگونه ملازمه ای با اجتهادی بودن ترتیب سوره ها ندارد؛ زیرا اولا:ً وقتی کسی کتابی را با ترتیب خاصی رواج می دهد، نیازی نیست که در یک برنامۀ خاص، ترتیب موجود بین فصل های کتابش را بیان کند و آن را در تاریخ به ثبت برساند.

ثانیاً: ممکن است متن مذکور به دست ما نرسیده باشد.

4-) گردآوری مصحف عثمانی پس از وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:

به گفتۀ بلاشر، اگر مصحف عثمانی در زمان حیات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گردآوری و کتابت شده بود، توقیفی بودن ترتیب آن ممکن بود؛ اما با توجه به اینکه آن پس از وفات آن حضرت گردآوری و کتابت شد، چگونه می توان به توقیفی بودن ترتیب آن قائل شد؟

نقد:

آنچه که باعث شد مصاحف عثمانی فراهم آید و مردم به قرائت آن واداشته شوند و مصاحف دیگر سوزانده شوند، اختلاف قرائات بود. بنابراین دلیلی وجود ندارد که بگوییم ترتیب سور آن مصاحف با ترتیب سوری که از زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رایج بوده، مخالفت داشته باشد. پس ممکن است همین ترتیب، از زمان پیامبر اکرم صل الله علیه و آله رایج بوده باشد و کاتبان مصحف عثمانی هم از این ترتیب پیروی کرده باشند. لذا گردآوری مصحف عثمانی پس از وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز هیچگونه ملازمه ای با اجتهادی بودن ترتیب سوره های آن ندارد.

نتیجه اینکه:

هیچ کدام از ادلّه ای که بر اجتهادی بودن ترتیب سوره ها اقامه شده، ملازمه ای با اجتهادی بودن چنین امری ندارد. گرچه می توان ادلّۀ مذکور را در مجموع قراینی بر اجتهادی بودن ترتیب سوره ها دانست.

 

ادلّۀ توقیفی بودن ترتیب سوره ها

قائلان به توقیفی بودن ترتیب سوره ها نیز برای اثبات نظریۀ خود دلایلی ذکر کرده اند که اهمّ آنها به شرح زیر است:

1-) اجماع صحابه بر مصحف عثمانی:

زرقانی می نویسد: «صحابه بر مصحفی که در عهد عثمانی نوشته شد، اجماع داشتند و احدی از ایشان با آن مخالفت نکرد. اجماع آنها کامل نیست مگر آنکه بگوییم آنها اجماع داشتند بر اینکه ترتیب آنها توقیفی بوده است؛ چرا که اگر ترتیب آن اجتهادی بوده باشد، صاحبان مصاحف می توانستند با آن مخالفت کنند، ولیکن مخالفت نکردند و مصاحفشان را سوزاندند و به مصحف عثمانی و ترتیب آن گردن نهادند.»

نقد:

اولاً: بعضی با مصحف عثمانی مخالفت کرده اند؛ حداقل ابن مسعود، بنابر نقل هایی که به دست ما رسیده است، با کار عثمان مخالفت کرده و بر حفظ مصحف خود اصرار داشته است، گر چه او نیز بعداً تسلیم شده است و گرچه می توان این اشکال را جواب داد به اینکه مخالفت ابن مسعود مربوط به یکی کردن قرائت ها بوده است و ارتباطی با ترتیب سوره ها نداشته است.

ثانیاً: عدم مخالفت با ترتیب موجود در مصحف عثمانی، هیچگونه ملازمه ای با توقیفی بودن آن ندارد؛ زیرا ممکن است از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هیچگونه ترتیب خاصی تعیین نشده باشد و ترتیب سوره ها در مصاحف به عهدۀ صاحبان مصاحف گذاشته شده باشد. لذا اگر عثمان به گونۀ دیگری هم تدوین می کرد، کسی مخالفت نمی کرد. آری، می توان گفت که عدم مخالفت صحابه با ترتیب موجود در مصحف عثمانی دلیل بر این است که: ترتیب دیگری از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تعیین نشده بود وگرنه باید با ترتیب مصحف عثمانی که بنابر فرض مذکور، خلاف توقیف پیامبر بوده، مخالفت می شد.

 

2-) عدم توالی بین همۀ گروه سوره های متجانس در مصحف عثمانی:

جلال الدین سیوطی می گوید: از جمله دلایلی که می توان بر توقیفی بودن ترتیب سوره ها اقامه کرد اینکه: حوامیم (یعنی سوره هایی که با حم آغاز می شوند) پشت سر هم قرار گرفته اند و همینطور طواسین (سوره هایی که با طس یا طسم آغاز می شوند) ولی مسبّحات (سوره هایی که سبّح، یسبّح یا سبحان آغاز می شوند که عبارتند از: اسراء، حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلی) پشت سر هم قرار نگرفته اند. همین طور بین سوره های شعراء و قصص که با طسم آغاز شده اند. سورۀ نمل نیز که با طس آغاز شده، واقع شده است، با وجود اینکه سورۀ نمل از همۀ آنها کوتاهتر است. اگر ترتیب موجود، اجتهادی بود، باید مسبّحات نیز پشت سر هم آمده باشند و نیز طس بعد از سورۀ قصص می آمد. آنچه که قلب بدان رضایت می دهد این است که ترتیب همۀ سور، به جز انفال و توبه توقیفی است، همانطور که بیهقی به این نظر رسیده است.

نقد:

گرچه مطلب فوق می تواند یکی از قرائن و شواهد توقیفی بودن ترتیب سوره ها باشد، ولی دلیل قاطعی بر این امر نیست؛ زیرا بر فرض که صحابه تجانس سوره ها را به عنوان ملاکی برای توالی آنها در نظر گرفته باشند، تجانس منحصر در فواتح سور نیست، ممکن است در نظر گرفتن امور دیگر و از جمله تجانس های دیگر باعث شده که به ترتیب موجود رضایت دهند. 

منبع: پژوهشی نو در ترتیب نزول قرآن کریم، یعقوب علی زاده، انتشارات دانش پرور، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۷. صفحه ۹۱ تا ۹۷.