وحیانی بودن واژگان قرآن و نظم آنها

                                            


 

چكیده
ساختار كنونی قرآن كه از آغاز در میان مسلمانان متداول بود.بدین صورت است كه از 114سوره تشكیل یافته و از بزرگترین سوره شروع و به طور تقریبی هر چه به انتهای قرآن پیش می‌رویم از حجم آیات كاسته شده و سوره ها كوچكتر می‌گردند و به سوره ناس ختم می‌شود.
آنچه در این مقاله دنبال می كنیم بررسی ساختار قرآن كریم از جهت وحیانی بودن واژگان آن و نظم آنها،توقیفی و توقیعی بودن چینش آیات و سور و نیز قالب مصحفی آن است،كه نظریه‌های مختلف در این موارد بررسی و بیان شده است.
در ابتدا به بررسی وحیانی بودن واژگان قرآن و نظم آنها و سپس به بررسی وحیانی بودن ترتیب آیات و سور پرداخته شده و نظریه‌های مختلفی بیان شده از جمله:
الف) نظریه توقیفی بودن ترتیب سوره ها. ب) نظریه اجتهادی بودن ترتیب سورها. ج) نظریه وحیانی بودن ترتیب برخی سورها.
در پایان به بررسی مصحف وار بودن قرآن و ذكر دلایل قائلان به جمع قرآن در زمان صحابه،و دلایل قائلان به جمع قرآن در زمان پیامبر(ص) پرداخته شده است.
كلید واژه ها:قرآن، وحی، واژگان قرآن، توقیفی یا توقیعی بودن ترتیب سوره‌ها، جمع قرآن و مصحف وار بودن آن.

مقدمه
وحیانی بودن ساختار قرآن از نظر واژگان، توقیفی بودن چینش آیات و سور قرآن و نیز قالب مصحف وار بودن آن،زیربنای بسیاری از بحث‌های قرآنی است و پرده برداری از معانی رازهای آن،می‌طلبد كه بدانیم چه مقدار از این كتاب وحیانی از سوی خداوند است و چه مقدار مسلمانان صدر اسلام و مردمان پس از آنها در آن نقش داشته‌اند.پر واضح است كه هرچه قلمرو وحیانی بودن ساختار قرآن گسترده تر باشد قلمرو نكته سنجی و تیزبینی در این كتاب آسمانی بازتر خواهد بود.
در مقاله‌ای كه پیش رو دارید سعی شده است تا به یاری خداوند در حد امكان به بررسی این مسائل پرداخته شود.امید است كه مورد توجه شما خواننده گرامی قرار گیرد.
 
وحیانی بودن واژگان قرآنی و نظم آنها
همان گونه كه معانی قرآن از جانب خداوند متعال است،پوشاندن لباس لفظ به این معانی و مفاهیم و چگونگی تركیب و تنظیم الفاظ آن نیز از آن خداوند متعال است، نه پیامبر(ص)، نه جبرئیل امین و نه كس دیگر.بنابراین، این احتمال بی اساس خواهد بود كه معانی قرآن از آن خداوند است كه با واسطه جبرئیل بر قلب پیامبرش نازل كرده و آن حضرت خود آن را در قالب الفاظ درآورده است و یا آن كه بر جبرئیل معنی القا شده و او آنها را با تعبیرات عربی بیان كرده است.1
دلیل بر بطلان این نظریه خود قرآن كریم و روایات است:
1.و قرآنا فرقناه لتقرأه علی النّاس علی مكثٍ و نزّلناه تنزیلا(اسراء، 17/106)
روشن است كه مراد از قرآن آن چیزی است كه در دسترس ما و شامل لفظ و معنی است و خداوند تنزیل آن را مستند به خود می كند.
2. كتابی كه پیش رو دارید از جانب خداوند آمده است:
قد جاءكم من الله نور و كتاب مبین(مائده،5/15)
3. خداوند آن را كلام خود خوانده و به صراحت به خود نسبت می‌دهد:
و إن أحد من المشركین إستجارك فأجره حتی یسمع كلام اللّه(توبه،9/6)
4.كار پیامبر قرائت و تلاوت قرآن بر مردم بوده است:
إقرا باسم ربّك(علق، 96/1)،و أتل ما أوحی إلیك من كتاب ربّك؛(كهف، 18/27) و واژه‌های قرائت و تلاوت بازگو نمودن سخن دیگران است.
امام باقر(ع) درباره قرآن می‌فرماید:لا خالق و لا مخلوق،لكنه كلام الخالق2
سخنان رسول اكرم(ص) نیز موجود است و اسلوب آن با اسلوب قرآن تفاوتی آشكار دارد.3
برای دریافت بهتر این مساله توجه به نكاتی كه یاد می‌شود سودمند خواهد بود:
1.استناد یك سخن به گوینده مانند شعر یا متن ادبی در صورتی است كه وی به كلمات آن سامان بخشیده باشد و سبك بیانی آن گفتار یا نوشتار از آن او باشد.بنابراین سخنی كه خداوند آن را كلام خود می‌نامد،باید در معنی،گزینش الفاظ و تركیب آنها با یكدیگر،از آن او باشد.
2.سهم مهمی از اعجاز قرآن بسته به همین نظم شگرف و اسلوب بیانی و ساختار آهنگین است كه دیگران را یارای آوردن مانند آن نیست و اگر بنا باشد بشر در ایجاد چنین متنی دخالت داشته باشد و بتواند در نظم آن دست برد،مبارزه جویی قرآن باطل گشته و اعجاز آن از میان خواهد رفت.
3. امت اسلامی در تمامی دورانها با همه فرقه‌ها و اختلاف‌هایی كه داشته‌اند،در این كه ساختار حاكم بر جمله‌ها و تركیب‌های قرآنی از آن خداوند متعال است، هیچ گونه شك و تردیدی به خود راه نداده‌اند و همگی بر آن اتفاق نظر دارند.از این رو دانشمندان ادب عربی هرگاه قاعده‌ای را استنباط می‌كردند كه با قرآن ناسازگاری داشت،در فهم خویش تأمل می‌كردند و خطا را به خود راه می‌دادند نه به قرآن.4
البته در میان آثار به جا مانده از گذشتگان،به مواردی برمی‌خوریم كه اشاره به جابجایی و تقدیم و تأخیر در بخشی از كلمات قرآنی دارد،از جمله تفسیر علی بن ابراهیم قمی در مقدمه‌ای كه در اصناف آیات قرآن دارد،در بحث تقدیم و تاخیر،نمونه‌هایی از این دست را گاه با اشاره به روایات مربوطه برمی شمرد.
برای آنكه خواننده گرامی به یقین برسد كه این گونه اوهام هیچ پایه و اساسی ندارد و شأن ائمه طاهرین(ع) برتر از آن است كه این سخنان از آنها صادر شده باشد، نمونه ای را ارزیابی می كنیم:
در آیه:و قالوا ما هی إلا حیاتنا الدّنیا نموت و نحیا (جاثیه،45/24) گفته شده است كه دهریه اعتقادی به زنده شدن پس از مرگ نداشته اند تا بگویند می‌میریم و زنده می شویم؛ بنابراین، آیه این گونه بوده است:«نحیی و نموت» یعنی حیات می‌یابیم و می‌میریم.با دقت در این آیه كریمه روشن می‌شود كه هیچ گونه تقدیم و تأخیری صورت نگرفته است و«نحیی» چه مقدم باشد چه موخر،به یك معنی خواهد بود.استمرار نسل انسانی تا به دنیا آمدن افراد جدید نه برانگیخته شدن پس از مرگ،افزودن بر آن كه در صورت تأخیر «نحیی» چنانچه در مصحف كنونی است،معنی بهتر بوده و استمرار حیات بهتر ترسیم می‌شود و از نظر لفظی نیز كلام آهنگین و زیباتر می‌باشد.
آثار دیگری از این قبیل نیز هستند كه یا قضاوت افراد بوده و منسوب به امام معصوم نیستند،یا اگر از امام نقل شده اند روایت هایی دست ساخته هستند و از امام صادر نشده‌اند و یا گاه مقصود امام تقدیم از نظر معنی بوده است.
و در نهایت امر باید گفت روایاتی كه درباره جابجایی و یا تغییر و تبدیل در كلمات و آیات قرآن رسیده اند،خبرهای واحدی هستند كه قطع به صحت آنها نداریم،بنابراین در آنها توقف می‌كنیم و از ظاهر مصحف دست برنمی داریم.5
 
توقیفی و وحیانی بودن ترتیب آیات
توقیفی و وحیانی بودن تنظیم آیات در ضمن سوره ها، حساب شده و براساس حكمت بوده و با ارشاد و راهنمایی‌های پیامبر(ص) صورت گرفته و رای و سلیقه صحابه در به وجود آمدن ترتیب موجود دخالتی نداشته است.

نظارت پیامبر به سه روش
1.سوره های بسیاری داریم كه مجموعه آیات آن در یك نوبت فرود آمده است،از جمله این سوره‌ها كه در روایات نیز یاد شده‌اند،سوره های فاتحه، انعام، صف، عادیات، ضحی، اخلاص، كافرون، كوثر، تبت، بینه، نصر، فلق و ناس هستند. نزول دفعی در بسیاری از سوره های كوچك قرآن امری طبیعی است.
پرواضح است كه ترتیب سوره هایی كه به طور كامل نازل شده‌اند،بی هیچ دخل و تصرفی از سوی خداوند است.
2. در سوره هایی كه به طور تدریجی تكامل یافتند، عالم نخست و مهم در ترتیب یافتن آیات آنها همان ترتیب نزول بوده است،بدین معنی كه پرونده سوره با(بسم الله الرحمن الرحیم) آغاز می‌گشت و آیاتی كه در پی آن نازل می‌شدند در پس یكدیگر جای می گرفتند تا آن كه بسم اللهی دیگر نازل گردد و ختم آن سوره و شروع سوره‌ای جدید را اعلام نماید.
نزول تدریجی قرآن مسبوق به برنامه و جدولی حساب شده بوده است و در آیاتی كه نازل می‌شد،موقعیت مكانی و تناسب وهماهنگی با جایگاهی كه خواهند داشت، در نظر گرفته می‌شده است:كتاب أحكمت آیاته ثم فصلت من لدن حكیم خبیر(هود، 11/1)، و قرآنا فرقناه لتقراه علی الناس علی مكث(اسراء،16/106)
موید این مطلب آن است كه می‌بینیم این سوره‌ها از نظر ساختار با سوره‌هایی كه یكبار نازل می‌شده‌اند،تفاوتی ندارند و آیات آغاز و پایان آنها متناسب و هماهنگ با مضمون سوره است.
3. در مواردی از ثبت آیات،تصریح خاص پیامبر(ص)و تعیین آن حضرت سبب شده است تا آیه از ترتیب طبیعی نزول خود خارج شده و در جای دیگری قرار گیرد كه ممكن است سوره ای باشد كه درگذشته به اتمام رسیده است.
تاریخ،موارد اندكی از این دست را حكایت كرده است از جمله از عثمان بن ابی العاص روایت شده كه گفت:
در محضر رسول اكرم(ص) نشسته بودم. در این هنگام دیدم كه حضرتش ناگاه به جایی خیره شد، آن گاه چشمان خود را فروانداخت و فرمود:جبرئیل نزد من آمد و دستور داد تا آیه:إنّ الله یأمر بالعدل و الإحسان و إیتاء ذی القربی(نحل، 16/90) را در سوره نحل میان آیه شهادت و آیه عهد قرار دهم.
باز در این باره روایت است كه آخرین آیه نازل شده:واتّقوا یوما ترجعون فیه إلی الله، است كه بنابر اشاره جبرئیل در سورهٔ بقره آیهٔ 280 میان آیه ربا و دین جای گرفته است.6
اگر به عنوان نمونه در سوره ممتحنه نیك بنگریم درخواهیم یافت كه ساختار سوره همانند دیگر سوره‌ها سنجیده و نظام مند است و تناسب آغاز و انجام و وحدت موضوعی بر آن حاكم است و اگر بخواهیم آن را بنابر ترتیب نزول مرتب سازیم، از قالب سوره‌ای منسجم و خوش ترتیب خارج خواهد شد و ساختار آن شباهتی با ساختار دیگر سوره‌ها نخواهد داشت.
به هر حال توفیقی بودن ترتیب آیات،مساله ای است بیشتر قریب به اتفاق دانشمندان به آن معترف هستند و بسیاری ادعای اجماع كرده‌اند.دقت در نظم آیات هر سوره نیز این مساله را به خوبی تأیید می‌كند و آیاتی نیز كه درك ارتباط ظاهری آنها با آیات پیشین دشوار است با اندیشه و تامل ارتباطشان روشن خواهد شد.7
البته برخی از دانشمندان شیعه مطابق بودن نظم كنونی آیات را با نظم موجود در زمان پیامبر، نسبت به تمامی آیات را نپذیرفته و اجتهاد صحابه را در آن بی دخالت ندانسته اند، از جمله آنان علامه طباطبایی است.8
البته ما با علامه در این جهت موافق نیستیم و در بحث از ترتیب سوره‌ها،درباره روایات جمع نقدهایی خواهیم آورد و نیز تاییداتی بر توقیفی بودن آیات خواهد آمد. همچنین نام‌هایی كه برای گروه گروه این سوره‌ها در صدر اسلام دائر بوده مانند سور طوال و مئین و مثانی و مفصلات در احادیثی كه از زمان حیات پیغمبر(ص) حكایت می‌كند، بسیار به چشم می‌خورد.
 
توقیفی و وحیانی بودن و یا توقیعی و اجتهادی بودن ترتیب سوره ها
درباره گردآوری و تنظیم سوره‌ها كه آیا توقیفی است و یا اشاره پیامبر صورت گرفته است و یا اجتهادی است و پس از رحلت آن حضرت،اختلاف نظر وجود دارد و درباره آن سه دیدگاه ارائه شده است:
الف) توقیفی و مستند به پیامبر است.
ب) اجتهادی و مستند به صحابه است.
ج) دربخشی وحیانی و در بخشی دیگر اجتهادی است.
در این بخش به بررسی آراء یاد شده و ادله آنها و سپس به داوری درباره آنها می‌پردازیم:
الف) توقیفی بودن ترتیب سوره ها
بسیاری بر این عقیده‌اند كه ترتیب كنونی سوره‌های قرآن به ارشاد پیامبر(ص) می‌باشد و این ترتیب در زمان رسول اكرم(ص) وجود داشته است.از جمله این كسان، ابن انباری در كتاب«الرّد علی من خالف مصحف عثمان»؛كرمانی در«البرهان».از دیگر كسانی كه قائل به توقیفی بودن ترتیب سور هستند،ابو جعفر نحاس،ابن حصار و ابن حجر می‌باشند.9
سید مرتضی اظهار می‌دارد كه تمامی قرآن در زمان رسول اكرم(ص) آموزش داده می‌شد و حفظ می گردید… و گروهی از صحابه مانند عبدالله بن مسعود و ابی بن كعب و غیر آن دو، قرآن را در حضور پیامبر(ص)چندین بار ختم كردند و تمامی اینها با اندك تأملی دلالت بر این دارد كه قرآن تدوین شده و مرتب بوده،نه پراكنده و از هم گسسته.10
به جز سید مرتضی،دانشمندان شیعی بسیاری،چه در گذشته و چه در حال، بر جمع قرآن در زمان پیامبر(ص) تاكید كرده‌اند كه از میان آنها اشخاص ذیل را می‌توان نام برد:
شیخ صدوق،امین الاسلام طبرسی،سید ابن طاووس،آیه الله خویی،محمد تقی شریعتی،علامه سید مرتضی عسكری،آیه الله حسن زاده آملی،از دانشمندان متاخر و معاصر اهل سنت نیز بسیاری بر این باورند كه ترتیب سور توقیفی است كه از جمله آنها صبحی صالحی است.
ب) نظریه اجتهادی بودن ترتیب سوره‌ها
گروهی از دانشمندان گذشته و حال،معتقدند كه پیامبر(ص) در حالی وفات یافت كه قرآن بر جریده‌های نخل،تخته سنگ‌ها،استخوان‌ها،تكه چرم ها و كاغذ و در سینه‌های مردم به صورت پراكنده بود،و گرچه آیات در ضمن سوره‌ها مرتب بودند و سوره‌ها نیز نام داشتند،اما قرآن صورت مصحف و كتاب مدون وجود نداشت و ترتیبی نظام دار میان سوره‌های آن نبود و این كار در دورانهای بعد انجام گرفت.البته بنابر نظر شیعه پیش از همه این اقدامات حضرت امیر(ع) قرآنی گردآورده بودند كه مورد پذیرش حكومت واقع نشد.
ابن فارس و علامه طباطبایی از قائلین به این نظریه هستند.استاد معرفت نیز در «التمهید فی علوم القرآن» از طرفداران سرسخت این دیدگاه است.11
بدرالدین زركشی كه خود توقیفی بودن ترتیب سوره ها را ترجیح می‌دهد، سعی بر آن دارد كه این اختلاف را لفظی و هر دو گروه را هم عقیده بداند،به این بیان كه كسانی كه ترتیب سوره‌ها را به دست صحابه می‌دادند این مطلب را قبول دارند كه صحابه به اسباب نزول و جایگاه كلمات قرآن آگاه بودند و رسول اكرم(ص) برای آنها به این ترتیب اشاره كرده‌اند.بنابراین جمع و ترتیب آنان مستند به پیامبر(ص) می‌شود و اگرچه خود پیامبر با دست خود سوره‌ها را در یك مصحف گرد نیاورد،اما چگونگی ترتیب سوره‌ها را برای مردم بیان كرده بود.12
ج) وحیانی بودن ترتیب برخی سوره‌ها
گروهی از دانشمندان،رأی میانه‌ای را در ترتیب سوره‌ها اتخاذ كرده و ترتیب آنها را در بخشی توقیفی و در بخشی اجتهادی می‌دانند.بیهقی ترتیب تمامی سوره ها را توقیفی می‌داند،مگر در دو سوره انفال و برائت،ابن عطیه نیز به این نظر گرایش دارد.
ابوجعفر زیبر نیز نظری مانند ابن عطیه دارد.13
جلال الدین سیوطی نیز از جمله كسانی است كه رای میانه را انتخاب كرده؛ وی می‌نویسد:كسی از من در این نظر پیشی نگرفته… نظری كه من اختیار می كنم،همان نظری است كه بیهقی گفته است.دكتر حجتی نیز می‌نویسد:
ترتیب سوره‌ها در قرآن موجود،كم و بیش،به همان ترتیبی است كه در زمان پیغبمر(ص) فراهم آمده است،زیرا بسیاری از مدارك شیعی و اهل سنت،وجود چنین ترتیبی را به طور نسبی به زمان پیغمبر(ص) تایید می‌كند.و در احادیث اشاراتی دیده می‌شود كه رسول اكرم(ص) به چنین ترتیبی در سطح بسیاری از سور قرآن اشاره فرموده،منتهی باید گفت كه ترتیب همه سور مانند ترتیب آیات،توقیفی نبوده،بلكه در ترتیب بعضی از سور،احتمالا رای و نظر صحابه دخیل بوده است.14
 
دلایل قائلان به جمع قرآن در زمان صحابه
1.امكان تدوین سوره ها به شكل مصحف در دوران حیات رسول اكرم(ص) وجود نداشته است،زیرا در عهد آن حضرت هنوز انتظار فرود آمدن قرآن وجود داشته است و تا وقتی كه وحی منقطع نشده چگونه می‌توان سوره‌ها را به صورت مصحف گردآورد.بنابراین باید دوران رسالت سپری می شد و وحی كامل می‌گشت و آن گاه مرتب می‌شد.15
2. مصاحف صحابه پیش از آنكه عثمان قرآن را گردآورد در ترتیب سوره‌ها با یكدیگر اختلاف داشتند.اگر این ترتیب توقیفی بود و از رسول خدا رسیده بود، آنان هرگز اختلاف نمی كردند؛ چنان كه گفته اند مصحف علی بن ابی طالب(ع) به ترتیب نزول بود، در اول آن سوره«اقرا»،بعد «مدثر»، سپس«مزمل»، و پس از آن«تبت» و بعد از آن«تكویر» تا آخر سور مكی و مدنی؛و همچنین در مصحف ابن مسعود،«بقره»، «نساء»، «آل عمران»… قرار گرفته بودندو نیز مصحف ابی بن كعب و سایر مصاحف در ترتیب سوره‌ها با همدیگر یكسان نبودند.16
3. یكی از دلیل‌های عمده این نظر،مجموعه روایات و آثاری است كه درباره گردآوری و تنظیم مصحف وارد شده و از آنها اجتهادی بودن ترتیب مصحف قابل استنباط است.
گروهی از این روایات كه بیشتر در آثار اهل سنت و گاه در آثار شیعی آمده،روایات مربوط به جمع و تدوین قرآن در زمان خلفاست.از جمله ابن اشته نقل می‌كند:
عثمان فرمان داد كه سوره های طوال را پی درپی قرار دهند،و سوره‌های انفال و توبه را جزء هفت سوره طولانی قرار داده و آنها را با«بسم الله الرحمن الرحیم» از یكدیگر جدا نكرد و باز به روایتی،ابن عباس از عثمان می‌پرسد،چرا میان انفال و توبه بسم الله نیامده است؟و عثمان پاسخ می دهد چون رسول خدا بدرود حیات گفت و روشن نشد برای ما كه این،دو سوره است یا یك سوره،از این رو این دو را كنار هم نهادیم.17
البته درباره صحت این حدیث تشكیك شده است و تك حدیثی است كه برخی آن را نپذیرفته‌اند و بر فرض صحت،دلالت آن همین اندازه است كه اجتهادی بودن ترتیب این دو سوره را برساند،و اگر ترتیب دیگر سوره‌ها امری اجتهادی و بی‌سابقه بود،به طور یقین سوالات و نقدهای بسیاری درباره چگونگی آن مطرح می‌شد.سوره‌های انفال و توبه نیز تناسبشان به اندازه‌ای زیاد است كه این مساله را تقویت می كند،كه این دو یك،سوره باشند.
این نكته قابل توجه است كه پذیرفتن روایات جمع،با قائل شدن به توقیفی بودن سوره‌ها منافاتی ندارد و بسیاری از نویسندگان اهل سنت كه در این باره دست به تالیف زده‌اند، در عین آن كه جمع و تدوین قرآن را در زمان خلیفه اول و خلیفه سوم می‌پذیرند، ترتیب سوره‌ها را نیز توقیفی می‌دانند،یعنی این نظم و ترتیب براساس آنچه بوده كه از رسول خدا شنیده بودند.
جمعی از روایات،منحصر در منابع شیعی هستند كه مورد استناد دانشمندانی از شیعه كه ترتیب سوره‌ها را به اجتهاد صحابه می‌دانند، قرار گرفته‌اند.
از آن میان،روایتی است كه استاد معرفت بر آن تاكید فراوان دارد، در بحارالانوار از ارشاد شیخ مفید روایت شده است كه جابر از امام باقر(ع) روایت می‌كند كه فرمود:
اذا قاموا قائم ال محمد(ص) ضرب فساطیط لمن یعلم الناس القرآن علی ما انزل الله جل جلاله،فاصعب ما یكون علی من حفظ الیوم،لانه یخالف فیه التالیف؛18
زمانی كه قائم آل محمد(ع) قیام كند،سراپرده‌هایی برای آموختن قرآن به مردم بر اساس آنچه خدا نازل كرده برپا خواهد كرد،این كار بر كسی كه قرآن را به شكل فعلی حفظ باشد دشوارتر است،چون كه تألیف آن قرآن متفاوت با قرآن كنونی است.
استاد معرفت این گونه استفاده می‌كند كه آن قرآن در ترتیب سوره‌ها و برخی آیات با مصحف حاضر تفاوت دارد.19
 
دلایل معتقدان به جمع قرآن در زمان پیامبر(ص)
1.یكی از دلایل معتقدان به جمع قرآن در زمان پیامبر(ص) نااستواری و تعارض‌های احادیثی است كه حكایت از جمع قرآن در زمان خلفا و به دست آنان دارند.و به طور طبیعی زمانی كه احتمال دیگر كه جمع قرآن پس از وفات پیامبر باشد،رد شد،نتیجه خواهد داد كه گردآوری و مجموعه شدن قرآن،در سال‌های حیات رسول اكرم(ص) و با نظارت ایشان بوده است.
از نقدهای مهم این احادیث،كاری است كه آیة اللّه خویی(ره) در«البیان» انجام داده20 و در آثار نویسندگان بازتاب گسترده ای داشته است.
آیة الله خویی در پایان نتیجه می‌گیرند كه نسبت دادن جمع قرآن به زمان خلفا،امر موهومی است كه مخالف با كتاب،سنت،اجماع و عقل می باشد، بنابراین مدعی تحریف نمی تواند به این احادیث بر مدعای خود استدلال كند….
استاد معرفت در«التمهید» در صدد پاسخگویی به این اشكالات برآمده و قضیه جمع قرآن را واقعه ای تاریخی دانسته است كه باید به نصوص تاریخ رجوع كرد، نه مساله ای عقلانی و قابل بحث و جدل،و افزوده است كه مورخان بر این مساله كه ترتیب سوره ها پس از وفات پیامبر صورت گرفته است، اتفاق كلمه دارند.21
البته قابل ذكر است كه آیت اللّه معرفت در اواخر عمر خود از نظر اخیر برگشته و با توجه به مدارك و اسناد قائل به جمع قرآن در زمان حیات رسول خدا(ص) شدند.22
علامه سید مرتضی عسكری نیز در كتاب«القرآن الكریم و روایات المدرستین»، یادآور می‌شود كه علمای گذشته نیز به تناقض روایات جمع قرآن توجه داشته‌اند.قرآن در زمان پیامبر(ص) با وحی جبرئیل جمع شده بود و روایاتی كه درباره جمع قرآن در زمان خلفا وارد شده،تمامی دروغ است،و كاری كه خلفا نسبت به قرآن انجام دادند آن بود كه آن را از وحی بیانی، كه احادیث پیامبر(ص) بود، مجرد ساختند.23
سخن آیت الله بروجردی درباره روایات جمع نیز چنین است:
هدف عامه در نقل این روایات بیان فضیلت ابی بكر و عمر و نشان دادن خدمت آن دو به اسلام می‌باشد و از جانب آنان این روایات در میان خاصه راه پیدا كرده است.و اهل سنت در نقل این روایات كه باعث كوبیدن عظمت قرآن می‌شود، برای بزرگداشت خلفا افراط كرده‌اند،همچنان كه شیعه نیز در نقل روایاتی كه دلالت می‌كند،علی(ع)در قرآن را گردآورد و آن را نزد مردم برد و آنان آن را نپذیرفتند، افراط كرده‌اند….24
2. از دلایلی كه طرفداران وحیانی بودن ترتیب سوره‌ها به آن استدلال كرده اند،این است كه صحابه بر مصحف عثمان اجماع كرده‌اند و كسی از آنان با آن مخالفت نكرد. اجماع آنها خود دلیل بر توقیفی بودن مساله است؛ چه اگر از مسائل اجتهادی بود و چنین كاری به اختیار مسلمان‌ها بود اختلاف نظر پیش می‌آمد و بایستی نسخه‌های قرآن با یكدیگر مختلف می‌شد و هركس به ذوق و تشخیص و میل خود سوره‌ها را می‌نوشت،و مشكل است كه بگوییم تمامی مسلمان‌ها در این جهت تسلیم خلیفه شدند و به آسانی تمكین كردند و از ترتیب خود چشم پوشیدند.25
3. از جمله دلایلی كه بر توقیفی بودن ترتیب سوره ها وجود دارد حالت خاصی است كه بر چینش سوره‌ها حاكم است؛سوره هایی كه با«حم» یا«الر» شروع می‌شود،پشت سر هم قرار گرفته‌اند، اما سوره‌هایی كه با«تسبیح» شروع می‌شوند پی در پی نیامده‌اند؛ و سوره«طس» میان دو سوره«طسم شعراء» و«طسم قصص» فاصله شده است كه در مطلع مانند یكدیگرند. همچنین سوره«مطففین» میان دو سوره«انفطار» و«انشقاق» واقع شده است كه در آغاز و انجام همانند یكدیگرند. پس اگر ترتیب سوره ها توقیفی نبود و از روی اجتهاد مشخصی انجام گرفته بود،بی‌گمان می بایست«مسبحات» پشت سر هم می‌آمدند، «طس» پس از«قصص» ذكر می شد و «مطففین» قبل از«انفطار» یا بعد از«انشقاق» قرار می‌گرفت و میان سوره های دارنده«الر» نیز فاصله می افتاد.
دلیل یاد شده از راه عدم وجود ملاك تشخیص در ترتیب موجود،نشان دهنده توقیفی بودن ترتیب سوره ها است.
4.یكی از دلیل‌های مهم این نظر اهتمام فراوانی بود كه رسول اكرم(ص) و صحابه ایشان به قرآن داشتند.پس با وجود این اهتمام چگونه ممكن است جمع قرآن تا زمان خلافت ابی بكر به تاخیر بیفتد و كار به آنجا برسد كه در جمع آن نیاز به دو شاهد باشد تا شهادت دهند كه آن را از پیامبر شنیده‌اند.26
5. دلیل دیگر، اخبار و روایاتی است كه این نظر را تایید می كند. از جمله از زید بن ثابت نقل شده كه گفت:«كنا عند رسول الله نؤلف القرآن من الرقاع».27
 
داوری درباره دیدگاه‌های یاد شده
در یك ارزیابی كلی از دیدگاههای طرفین به روشنی درخواهیم یافت كه دیدگاه توقیفی بودن ترتیب سوره‌ها به هیچ وجه از نظر استحكام و شواهد تاریخی و اعتباری،از دیدگاه كسانی كه ترتیب آنها را پس از حیات پیامبر(ص) می‌دانند كاستی ندارد،بلكه در پذیرش اجتهادی بودن ترتیب سوره‌ها با پرسش‌ها و ابهاماتی مواجه خواهیم بود كه نادیده انگاشته شده‌اند.
این كه ما در زمان عثمان هیچ گونه مخالفتی نسبت به ترتیب سوره‌ها در مصحف وی نمی‌بینیم مؤیدی قوی است كه این ترتیب برای مردم امری شناخته شده بوده است.
بنابراین،تصور این كه هیچ گونه ترتیبی بر سوره‌های قرآن حاكم نباشد،بسیار دشوار است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. الاتقان فی علوم القرآن، 1/157.
2. بحارالانوار، 92/120.
3. تاریخ قرآن/194.
4. التمهید فی علوم القرآن،1/273.
5. بحارالانوار، 92/75.
6. الاتقان، 1/212.
7. چهرهٔ زیبای قرآن/67.
8. المیزان، 12/126.
9. الاتقان، 1/217.
10. التمهید، 1/283.
11. همان/280ـ 288.
12. البرهان فی علوم القرآن، 1/257.
13. الاتقان، 1/218.
14. پژوهشی در تاریخ جمع قرآن كریم/90.
15. التمهید، 1/281.
16. نائینی، تاریخ جمع قرآن/154.
17. همان.
18. بحارالانوار، 53/339.
19. التمهید، 1/276.
20. البیان، 239ـ 258.
21. التمهید، 1/285 ـ 286.
22. نقل از استاد ایازی در مراسم بزرگداشت چهلمین روز درگذشت آیت الله معرفت در دانشگاه علوم و تحقیقات.
23. القرآن الكریم و روایات المدرسین، 2/71.
24. نهایه الاصول/483ـ 484.
25. تاریخ جمع قرآن كریم/154.
26. البیان، 1/253.
27. الاتقان، 1/57.
نویسنده : مریم هرمزی شیخ طبقی،كارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث واحد علوم و تحقیقات

منبع : فصلنامه بینات، شماره 59

 

منبع:

http://qurancity.ir/tabid/283/id804/42702/Default.aspx