مطلب دوم
ترتیب سوره های قرآن
جعفر تابان
قرآن کریم که اکنون در دست ماست از سوره حمد و بقره شروع می شود و به سوره ناس خاتمه مییابد.
در مورد ترتیب سوره های قرآن این سؤال مطرح است که: «آیا این ترتیب را شخص پیامبر اکرم(ص) معین نموده اند و خلاف آن را جایز نشمرده اند؟ و به اصطلاح آیا ترتیب موجود، اجتهادی است یا توقیفی؟ و یا نه پس از رحلت پیامبر(ص) صحابه و یارانش سور قرآن را این چنین ترتیبی داده و اجتهاد و رأی صحابه در آن دخیل بوده است.»
در این باره سه نظریه وجود دارد:
1-ترتیب سوره های قرآن توقیفی است.
2-ترتیب سوره های قرآن اجتهادی است.
3-نظریه ای تفصیلی مبنی بر اینکه ترتیب اکثر سور توقیفی است و اندکی از آنها نیز به اجتهاد صحابه اینگونه ترتیب یافته است.
طرفداران توقیفی بودن ترتیب فعلی و موجود سوره های قرآن کریم دلایلی را برای نظریه خویش ارائه نموده اند که بدین قرار بیان می شود:
دلیل اول-) می گویند: قرآن در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله قرائت می شده است و این قرائت ناچار از جایی شروع و به جایی ختم میگردیده است. سید مرتضی در این رابطه میفرماید: «قرآن در زمان آن حضرت جمع و تألیف شده بوده است، به همین نحو که امروزه هست و بر این امر اینگونه استدلال کرده که همه قرآن در آن زمان تدریس و حفظ می شده است، حتی عده ای از اصحاب برای حفظ قرآن تعیین شده بودند. و قرآن همه ساله بر پیامبر(ص) عرضه می شده است. و عدهای از صحابه مثل عبدالله بن مسعود و ابی بن کعب و دیگران قرآن را در حضور آن حضرت چندین بار ختم کرده اند. همه اینها با کمترین ملاحظه دلالت بر این دارد که قرآن نه متفرق بوده و نه ناقص، بلکه مجموع بوده است.»(1)
و نیز پیامبر(ص) فرمود: جبرئیل هر سال قرآن را یک بار بر من عرضه می کرد. و امسال(سال حجة الوداع) دوبار قرآن را بر من عرضه داشت.(2)
خلاصه کلام طرفداران این استدلال این است: قرآن در محضر پیامبر(ص) قرائت و حتی گاهی ختم میشده است و ضرورتا این قرائت بر اساس نظمی بوده است. لذا می توان گفت نظم موجود، همان ترتیب قرائت شده در حضور خاتم الانبیاء(ص) بوده است.
ولی بر این سخن دو اشکال می توان وارد نمود:
الف-) قرآن همچنان به صورت مداوم و پشت سر هم بر پیامبر(ص) نازل می شده و تا هنگامی که نزول قرآن ادامه داشته معنا ندارد بگوییم قرآن ختم می شده، بلکه می توان گفت: بخشهایی از قرآن قرائت می شده است.
ب-) در این نقل قول ها سخنی از ترتیب قرائت قرآن در حضور پیامبر اکرم(ص) به چشم نمی خورد. به عبارت دیگر درست است که قرآن در حضور پیامبر گرامی، قرائت میشده، ولی ترتیب آن در هیچ کدام از این روایات ذکر نشده است. چه بسا قرآن بر اساس ترتیب نزول قرائت می شده است و اصلا ترتیب تلاوت قرآن آزاد است به این معنا که قاری قرآن می تواند تلاوت قرآن را از هر سوره ای شروع و به هر سوره ای ختم کند. بنابراین، از این مطلب که قرآن در حضور پیامبر(ص) قرائت می شده، نمی توان بدست آورد که ترتیب موجود سوره ها، ترتیبی توقیفی است. هر چند از ابی بن کعب نیز نقل شده: رسول خدا(ص) مرا احضار کرد و فرمود: جبرائیل مرا مأمور ساخت که به تو درود و تهنیت گفته و قرآن را برای تو بخوانم.
این کلام بیش از قرائت قرآن در زمان حضرت رسول (ص) به وسیله ابی بن کعب چیزی را نمیرساند.
دلیل دوم-) از زیدبن ثابت نقل شده است که گفت:
«کنا عند رسول الله صلی الله علیه و آله سلم نؤلف القرآن من الرقاع ...» یعنی: «ما در محضر حضرت رسول (صلی الله علیه وآله و سلم) قرآن را بر روی تکه های چرم و یا کاغذ تألیف می نمودیم» (3)
می گویند: با توجه به معنای تألیف که عبارت است از: «جمع اجزاء پراکنده و ترتیب آنها به گونه ای که حق مقدم و مؤخر آن رعایت شود» (4) می توان از سخن زید چنین نتیجه گرفت که قرآن در زمان حضرتش منظم شده بود، هم آیاتش و هم سوره های آن.
بنابراین ترتیب سور قرآن کریم، ترتیبی توقیفی میباشد.
البته مطلب مذکور از کلام زید استفاده نمی شود، بلکه او می خواسته بگوید که نگارش قرآن همزمان با حیات پیامبر گرامی اسلام توسط عده ای از یاران وی انجام شده است. حداکثر چیزی که میتوان از کلام زید استفاده کرد این است که در آن تألیف ها ترتیب آیات رعایت می شده است، ولی نمی توان از سخن وی توقیفی بودن ترتیب موجود سوره های قرآن کریم را استفاده نمود.
دلیل سوم-) سیوطی می گوید: از جمله دلایل توقیفی بودن ترتیب سور قرآن این است که «حوامیم» پشت سر هم ترتیب یافته اند و همینطور «طواسین» اما «مسبحات» پی در پی ترتیب نیافته اند، بلکه بین آنها فاصله است و همینطور بین «طسم الشعرا» و «طسم القصص»، «طس» فاصله قرار دارد، با اینکه «طس» کوتاه تر از آن دو می باشد، اگر ترتیب سوره ها اجتهادی بود، باید مسبحات پشت سر هم واقع می شد و«طس» بعد از «قصص» قرار میگرفت».(5)
خلاصه کلام سیوطی این است که عدم وجود ملاک در ترتیب موجود سوره ها، نشان میدهد که این ترتیب، ترتیبی است توقیفی نه اجتهادی.
نکته ای که در اینجا جلب توجه میکند این است که خود سیوطی این نظریه (توقیفی بودن ترتیب سوره ها)را نمی پذیرد، بلکه معتقد به تفصیل میباشد.(6)
البته بر خواننده عزیز مخفی نیست که دلیل مذکور نمیتواند مدعا را ثابت نماید، زیرا بین عدم وجود ملاک برای ترتیب فعلی سوره ها و توقیفی بودن این ترتیب، هیچگونه استلزام منطقی به چشم نمیخورد.
جالب اینکه بعضی دیگر بر توقیفی بودن ترتیب فعلی سوره های قرآن کریم به وجود ملاک استدلال نموده اند، یعنی درست نقطه مقابل استدلال سیوطی را اقامه کرده اند.
دلیل چهارم-) زرکشی در برهان میگوید: «برای ترتیب سوره ها در قرآن کریم ملاکها و دلائلی وجود دارد که می فهماند ترتیب موجود سوره ها، ترتیبی است توقیفی که از طرف شخصی حکیم انجام گرفته است. گاهی بر اساس حروف چنانچه در «حوامیم» ببینیم و گاهی بر اساس موافقت اول یک سوره با آخر سوره ما قبل آن، مانند آخر حمد از نظر معنی و اول بقره و گاهی نیز به خاطر وزن پشت سر هم واقع شده اند، مانند آخر تبت و اول اخلاص و ملاک چهارم در این باب مشابهت جمله ای از سوره با جمله ای از سوره دیگر می باشد، مانند والضحی و المنشرح».(7)
خلاصه سخن زرکشی این است که: ما در قرآن ملاکهایی برای پی در پی قرار گرفتن سوره ها می بینیم، این ملاکها حکیم بودن شخص مرتب کننده را نشان میدهد، پس این ترتیب از جانب خدا و رسول(ص) می باشد و توقیفی بوده و باید مراعات گردد.
این استدلال نیز قابل پاسخ می باشد، زیرا:
الف: این ملاک ها در همه سوره ها دیده نمی شود، بلکه بر عکس همانطور که سیوطی متذکر شده غالبا ملاکی در ترتیب سور به چشم نمی خورد.
ب: چه بسا کسانی که بعد از پیامبر(ص) به جمع آوری قرآن و ترتیب سوره ها پرداختند. ملاک های فوق را در نظر گرفته اند و دلیلی دیده نمی شود که حتما ملاکهای فوق را معصوم در نظر گرفته باشد تا ترتیب سوره ها توقیفی باشد.
دلیل پنجم-) اگر به آیات قرآن، خصوصا آیات تحدی - که هم به خود قرآن (8) با کلیتش و هم به ده سوره (9) و یا حتی به یک سوره (10) تحدی نموده است - توجه کنیم، در می یابیم که ترتیب موجود قرآن ترتیبی است توقیفی، زیرا معنا ندارد به کتابی که هنوز منظم و مرتب نشده تحدی گردد. (11) از طرف دیگر، در قرآن لفظ کتاب و قرآن به کار رفته است.
این الفاظ نمی تواند بر کتابی که هنوز نامرتب است اطلاق گردد.
این استدلال نیز ممکن است به چند وجه جواب داده شود:
الف-) قرآن هم به کل قرآن اطلاق میشود و هم به بخش هایی از آن،(12) با در نظر گرفتن این نکته که برخی از آیات تحدی در مکه نازل گردیده و در آنجا به کل قرآن که هم سوره ها و آیاتش منظم شده باشند، نمی تواند تحدی شده باشد.
ب-) اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت در استفاده از کلمات و جملات و نیز نظم آیات آن است. هیچ کدام از اندیشمندانی که درباره اعجاز قرآن به تحقیق و تألیف پرداخته اند، ادعا نکرده اند که نظم سوره های قرآن کریم نیز نظمی معجزه آسا می باشد.
دلیل ششم-) دکتر صبحی صالح که به شدت طرفدار توقیفی بودن ترتیب سوره های قرآن کریم می باشد، می گوید: «ترتیب سوره های قرآن نیز توقیفی است، و در زمان حیات پیغمبر اکرم به همین ترتیب مشخص و معلوم بوده است. و دلیلی بر اثبات غیرتوقیفی بودن آن نداریم. بنابراین، نظریه بعضی از علمای اسلامی که میگویند: صحابه سوره های قرآن را بر مبنای اجتهاد خودشان مرتب کرده اند مبنایی ندارد. همچنین نظریه دیگری که قائل به تفصیل است و می گوید: ترتیب بعضی از سوره های قرآن اجتهادی و ترتیب بعضی دیگر توقیفی است بی اساس است».(13)
خلاصه سخن وی این است که چون طرف مقابل دلیلی بر مدعای خویش ندارد پس مدعای ما ثابت است و سوره های قرآن در زمان پیامبر(ص) به همین صورت ترتیب داده شده بودند.
این استدلال نیز قابل جواب گویی می باشد:
الف: صبحی صالح به آنان می گوید استدلال ارائه نمایند، ولی خود برای مدعای خویش استدلال اقامه
نمی نماید.
ب: از کجا میگویی که طرف مقابل هیچ نوع استدلالی بر سخن خویش ندارد. به زودی با آوردن استدلالهای طرف مقابل روشن می گردد که آنان نیز استدلالهای قابل قبولی دارند.
دلیل هفتم: پیامبر(ص) عاقل ترین و منظم ترین انسانها بوده است، چگونه ممکن است وی قرآن را بدون تنظیم سوره های آن رها نماید. و نیز مسلمانان عاشق قرآن بوده و حاضر بودن در راه حفظ آن دهها بار کشته شوند و به غیر از هنگام جهاد و امثال آن وقت خود را مصروف قرآن، یعنی حفظ و کتابت و تدریس آن، می نمودند. با این اهمیتی که مسلمانان برای قرآن قائل بودند، نمی توان تصور کرد که قرآن را به صورت کامل هم از نظر آیات و هم از نظر سور منظم ننموده باشد.(14)
این استدلال نیز خالی از اشکال نیست و در پاسخ آن میتوان گفت:
الف-) قرآن تا آخرین لحظات عمر پیامبر(ص) بر ایشان نازل می شده است و با توجه به ادامه نزول آن و تکمیل نشدن سوره ها عملا تنظیم و ترتیب آنها ممکن نبوده است.
ب-) سوره های قرآن هر کدام مدلول و مفهوم مستقلی دارند، و عدم ترتیب آنها هیچ گونه خللی به معنای هر یک از سوره ها وارد نمی نمود.
ج-) منظم بودن پیامبر(ص) و اهمیت دادن مسلمانان به قرآن جای تردید ندارد. اما این نظم، بدون ترتیب دادن سوره ها در قرآن نیز به جای خویش ثابت است زیرا آن نظمی که به معانی و مفاهیم و نیز فصاحت و بلاغت قرآن مرتبط است، نظم آیات می باشد.
گروهی از علمای اسلامی در کتب علوم قرآنی خویش نظریه تفصیل در ترتیب سوره های قرآن کریم را ارائه نموده اند.به این صورت که:
اکثریت قریب به اتفاق سوره های قرآن کریم در زمان حیات پیامبر گرامی(ص) مرتب و منظم شده و به شکل فعلی قرار گرفتند، ولی تعداد کمی مانند سوره توبه و انفال را صحابه به این صورت فعلی ترتیب دادند، ادله آنان چنین است:
دلیل اول-) از ادله ای که درباره توقیفی بودن ترتیب سوره های قرآن کریم ارائه شد، اجمالا به دست میآید که بخش اعظم از ترتیب موجود در زمان حضرتش به همین صورت بوده است. جواب دلیل مذکور این است که اولا همه استدلالهای توقیفی بودن ترتیب موجود سوره ها دارای اشکالاتی بودند. ثانیا؛ طرفداران اجتهادی بودن ترتیب سوره ها نیز دلایل قابل ارائه ای برجای گذاشته اند و دیگر جایی برای اینکه بگوییم آن استدلالها اجمالا توقیفی بودن ترتیب را میرساند نیست. ثالثا؛ وقتی گفتیم ترتیب سوره های قرآن کریم ترتیبی است توقیفی، چگونه می توانیم چند سوره را استثناء نماییم.
دلیل دوم-) اسامی بخش هایی از قرآن در کلام پیامبر(ص) به چشم می خورد، از جمله نقل شده که ایشان فرمودند: «به جای تورات به من سبع طوال (هفت سوره طولانی) و به جای انجیل مئون (سوره هایی که حدود صد آیه دارند)و به جای زبور، مثانی داده شده است و برتری من بر دیگر انبیاء به این است که به من مفصلات (سورههای کوچک قرآن) داده شده است و به دیگر انبیاء داده نشده بود.» (15)
اینکه پیامبر(ص) اسامی این بخش ها را فرمود، نشان می دهد که حداقل این بخش ها منظم شده و دارای ترتیب خاص بوده و ترتیب آنها توقیفی است و قابل تغییر نیست.
اما این سخن نیز پذیرفته شدنی نیست، زیرا:
الف-) پیامبر(ص) نفرموده اند که این ترتیب لازم الاجراء است، بلکه فقط اسم این بخش ها را اعلام نموده است.
ب-) این ترتیب در حد سبع طوال قابل قبول می باشد، ولی درباره مئون و مثانی و به خصوص مفصلات نمی توان از این حدیث چیزی را برداشت نمود.
البته باید گفت: این نظریه در میان عالمان اسلامی طرفداران بسیاری دارد، از جمله سیوطی می گوید: «نظریه ای که به انسان اطمینان میدهد؛ گفته بیهقی است و آن اینکه: همه سوره ها ترتیبشان توقیفی است، مگر برائت و انفال.» (16)
زرقانی میگوید: «شاید بهترین نظر همین باشد که: بعضی از سور ترتیبش به توقیف از طرف پیامبر(ص) معین گردید و برخی دیگر به اجتهاد صحابه ترتیب داده شده است.» (17)
زرکشی نوشته است: «قول سوم که قاضی ابومحمدبن عطیه به آن اعتقاد دارد، این است که ترتیب بسیاری از سوره های قرآن کریم در زمان حیات پیامبر(ص) معین شده است، مانند«سبع طوال» و «حوامیم» و «مفصل» و اشاره نموده که ممکن است ترتیب بقیه به امت بعد از پیامبر(ص)تفویض شده باشد». (18)
دکتر سید محمد باقر حجتی در کتاب تاریخ قرآن خویش همین نظر را برگزیده است.
اما کثرت طرفداران یک نظریه از اشکالات وارده بر آن نمی کاهد.و نیز در مقابل خواهیم آورد که اکثر عالمان اسلامی، طرفدار نظریه اجتهادی بودن ترتیب سوره های قرآن کریم می باشند.» (19)
در مقابل دو نظریه فوق، نظریه دیگری نیز وجود دارد، مبنی بر اینکه ترتیب موجود و فعلی سوره های قرآن کریم، ترتیبی است اجتهادی. به این معنی که صحابه پس از پیامبر(ص) این ترتیب را خصوصا در جمع سوم یعنی جمع در زمان عثمان، به قرآن داده اند.اینها نیز دلائلی برای نظریه خویش ارائه داده اند، بدین قرار:
دلیل اول-) زرکشی در کتاب البرهان مینویسد:
«نظر اکثر علماء از جمله مالک و قاضی ابوبکربن طیب این است که پیامبر(ص) ترتیب سوره های قرآن کریم را به امت پس از خود تفویض نموده است.» (20)
سیوطی نیز پس از طرح این سؤال که آیا ترتیب سوره های قرآن کریم مانند آیات توقیفی است یا به اجتهاد صحابه چنین ترتیبی یافته است؟ در پاسخ می گوید: «نظر و رأی اکثر علماء بر اجتهادی بودن ترتیب سوره های قرآن کریم می باشد.» (21)
زرقانی در مناهل العرفان مینویسد: «در ترتیب موجود سوره های قرآن کریم توقیفی از جانب پیامبر اکرم(ص) نبوده، بلکه با اجتهاد و رأی صحابه چنین ترتیبی به سور قرآن داده شده است و این قول منسوب به اکثر علماء میباشد.» (22)
بر این استدلال ممکن است اشکال شود که گرچه اکثر علماء و دانشمندان اسلامی چنین نظریه ای را ارائه داده اند، اما امکان خطا بودن این نظریه را نمی توان از نظر دور داشت، چنانچه در موارد مشابهی رأی اکثریت بر حق نبوده است.
اما باید دانست که چنین نظریه ای(اجتهادی بودن ترتیب سوره ها) را دانشمندان اسلامی که هم متعبد به قرآن و دین بوده اند و هم عصر آنها به عصر صحابه و تابعین و به خصوص پیامبر عظیم الشأن نزدیک بوده است ارائه نموده اند و چون این گونه مطالب، نقلی است، نه عقلی، لذا نقل آنان بیشتر مورد اعتماد می باشد.
دلیل دوم-) صحابه پیامبر(ص) مصحف های متعددی را پس از رحلت وی فراهم آوردند که گاهی ترتیب آن بر خلاف ترتیب موجود سوره ها در قرآن بوده است.
ابن تیمیه (م 728) در این زمینه می گوید: «ترتیب سوره های قرآن کریم امری واجب نبوده، بلکه به اجتهاد صحابه واگذار شده بود. به همین دلیل می بینیم که مصحف عبدالله (بن مسعود) ترتیبش با مصحف زید متفاوت بوده است و همینطور غیر از او (مصحف دیگران نیز در ترتیب سوره های قرآن کریم تفاوت داشته است)». (23)
زرکشی مینویسد: «ترتیب بعضی از سوره ها بر صحابه واجب نبوده، بلکه به اجتهاد و اختیار آنان تفویض شده بود و به همین دلیل هر مصحفی ترتیبی خاص داشته است». (24)
بنابراین اختلاف مصحف های گوناگون، از جمله مصحف علی علیه السلام و عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عباس و امام ابی عبدالله جعفربن محمد (امام صادق علیه السلام) این مطلب را می رساند که ترتیب سوره ها به اجتهاد صحابه ای بود که قرآن را جمع آوری نموده اند. (25)
دلیل سوم-) جمع و ترتیب قرآن به صورت فعلی به خلیفه سوم یعنی عثمان منسوب می باشد.اگر این ترتیب به دستور پیامبر بود، پس چرا به عثمان منسوب است؟
ابن کثیر میگوید: «ترتیب سوره های قرآن کریم از امیرالمؤمنین عثمان بن عفان است». (26)
استاد محمد هادی معرفت در تلخیص التمهید می فرماید: «جمع نمودن سوره های قرآن و ترتیب آنها به صورت مصحفی که میان دو جلد قرار گرفته باشد، بعد از وفات پیامبر(ص) انجام شده است». (27)
دلیل چهارم-) تلاوت سوره های قرآن کریم توقیفی نیست، بلکه قاری می تواند هر قدر از سوره ها را بدون الزام به ترتیب معین قرائت نماید، ولی در رابطه با آیات چنین نیست. این نیز مؤید دیگری است بر اینکه ترتیب سوره های قرآن کریم، ترتیبی توقیفی نیست.
دلیل پنجم-) از چیزهایی که نمی توان در آن شک نمود، این است که: ترتیب فعلی سوره های قرآن کریم بر خلاف ترتیب نزول میباشد. زیرا در قرآن می بینیم سوره های مدنی بر سوره های مکی تقدم یافته است.
از این مطلب می توان چنین استنتاج کرد که ترتیب سور در مرحله ای بعد از نزول انجام گرفته است. و از آنجا که بعضی از مصحف ها مانند مصحف علی(ع) بر اساس ترتیب نزول بوده است، لذا باید گفت ترتیب فعلی سوره های قرآن کریم پس از رحلت پیامبر(ص) انجام شده است.
علامه طباطبایی نیز معتقد به اجتهادی بودن ترتیب موجود سوره های قرآن کریم می باشد. وی برای اثبات نظریه خود به وجوهی استدلال می نماید، از جمله:
1-) دو سوره انفال و توبه توسط عثمان(در جمع سوم) بین سوره های اعراف و یونس قرار گرفته است.
2-) صحابه دیگر مصحف هایی داشته اند با ترتیبی متفاوت. اگر ترتیب سوره ها واجب بود و از جانب پیامبر توقیفی بود، صحابه چنین عملی را انجام نمی دادند.
3-) ترتیب فعلی سوره ها با ترتیب نزول آنها هماهنگ نمی باشد، بنابراین، این ترتیب، ترتیبی است اجتهادی و نه توقیفی و به امر پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم). (28)
از مباحث فوق می توان چنین نتیجه گرفت که ترتیب موجود سوره های قرآن کریم که از سوره حمد و بقره شروع می شود و به سوره مبارکه الناس خاتمه می یابد، ترتیبی است اجتهادی.
زرکشی برای حل مشکل گوید: «این اختلاف به اختلافی لفظی بازگشت می نماید و آن اینکه آیا توقیف از جانب پیامبر(ص) توقیفی لفظی بوده است و ایشان غیر از این ترتیب را لفظا نهی کرده اند؟و یا نه مجرد یک استناد فعلی است، به گونه ای که یاران پیامبر(ص) حق اظهار نظر داشته اند». (29)
ولی لازم به ذکر است که با این بیان نیز مشکل حل نخواهد شد، زیرا طرفداران اجتهادی بودن ترتیب سوره های قرآن کریم میگویند: ما نهی از جانب پیامبر(ص) برای غیر این ترتیب نداریم، علاوه بر این استناد فعلی نیز در این رابطه موجود نمی باشد، بلکه این ترتیب به صحابه بعد از رحلت پیامبر(ص) مستند است. بنابراین ترتیبی است که به اجتهاد و رأی کسانی که بعد از پیامبر می آیند و قصد جمع نمودن قرآن را دارند واگذار شده. البته به این معنا نیست که امروزه قرآنهای متعددی با ترتیب های متفاوت چاپ شود، بلکه باید حرمت قرآن در همه زمینه ها حفظ گردد.*
(1)- مجمع البیان، ج 1، ص 31.
(2)- سیرة الائمة الاثنی عشر، ج 1، ص 246.
(3)- الاتقان، سیوطی، ج 1، ص 203.
(4)- مفردات الفاظ القرآن، الراغب الاصفهانی، ص 16.
(5)- الاتقان، ج 1، ص 219.
(6)- ر.ک:همان مأخذ.
(7)- البرهان، ج 1، ص 247.
(8)- سوره طور، آیه 34.
(9)- سوره هود آیه 12.
(10)- سوره یونس، آیه 38.
(11)- برای اطلاع بیشتر از کیفیت استدلال ر.ک:البیان، ص 247 به بعد.
(12)- ر.ک:مناهل العرفان.
(13)- مباحث فی علوم القرآن، ص 71.
(14)- برای تفصیل بیشتر ر.ک:البیان، ص 247 بعد.
(15)- البرهان، ج 1، ص 245.
(16)- الاتقان، ج 1، ص 219.
(17)- مناهل العرفان، ج 1، ص 346.
(18)- البرهان، ج 1، ص 257.
(19)- ر.ک:الاتقان، ج 1، ص 216 و مناهل العرفان، ج 1، ص 346.و البرهان، ج 1، ص 257.
(20)- البرهان، ج 1، ص 257.
(21)- الاتقان، ج 1، ص 216.
(22)- مناهل العرفان، ج 1، ص 346.
(23)- تفسیر کبیرابنتیمیه، ج 2، ص 266.
(24)- البرهان، ج 1، ص 262.
(25)- موجزعلوم القرآن، ص 176.
(26)- همان مأخذ، ص 175.
(27)- تلخیص التمهید، ج 1، ص 114.
(28)- قرآن در اسلام، علامه طباطبایی، ص 88 و 89 با تلخیص.
(29)- البرهان، ج 1، ص 257.
*شیخ مفید، آن نابغه بزرگ تاریخ شیعه، نخستین کسی است که در فقه و کلام، مکتب تشیع را مرزبندی و منضبط ساخته، در علم کلام یک نظام فکری منسجم و محدد را از مجموع عقاید شیعه فراهم آورده و از اشتباه آن با دیگر مذاهب و فرق اسلامی و شعب غیر امامی مذهب شیعه، جلوگیری کرده و در علم فقه با روش استنباط مبتنی بر اصول متخذه از تعالیم اهل بیت علیهم السلام یک دوره فقه فراهم آورده و راه را بر روشهای نامعتبر همچون قیاس، یا ناقص و ابتدائی همچون روش اهل حدیث، مسدود ساخته است.
و به عبارت دیگر: او کسی است که هویت مستقل مکتب اهل بیت علیهم السلام را تثبیت کرده است.
مقام معظم رهبری آیت اللّه خامنه ای
از پیام به کنگره شیخ مفید
منبع:
اَلنَّـاسُ ثَلاثَةٌ: فَعَـالِمٌ رَبَّـانِـیٌّ، وَ مُتَعَلِّـمٌ عَلَـی سَبِیلِ نَـجَاةٍ، وَ هَـمَجٌ رَعَـاعٌ أَتبَـاعُ کُلِّ نَاعِـقِ، یَمِیلُونَ مَع کُلِّ رِیح، لَم یَستَضِـیئُوا بِنُورِ العِلمِ، وَ لَم یَلجَأوا إِلَی رُکنٍ وَثِیـقٍ. أمیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام.