درباره لسان عرب (1) - مرکب مزجی

(تصویری از شهر بعلبک در لبنان)
مرکّب مَزْجي
مرکّب مَزْجي کلمه اي است که از ترکيب دو کلمه ديگر بوجود آمده باشد بدون اين که بين آن دو، نسبت اسنادي يا اضافي باشد.
مرکّب مزجي بر دو قسم است: عدد و غير عدد.
1ـ اگر مرکّب مزجي عدد باشد هر دو جزء آن مبني بر فتح است، مثل : « أحَدَ عَشَرَ » تا «تسْعَةَ عشَرَ » مگر در جزء اوّل در دو مورد:
الف: إحْدي عَشَرَةَ و حادي عَشَرَ و ثاني عَشَرَ که در اين موارد جزء اوّل مبني بر سکون است.
ب: در اِثْنا عشَرَ و اِثْنَتا عَشَرةَ جز اوّل معرب است و حکم مثنّي را دارد.
2ـ اگر مرکّب مزجي غير عدد باشد جزء دوّم آن به صورت غير منصرف استعمال مي شود و جزء اوّل بر همان حالتي که قبل از ترکيب داشته باقي مي ماند، مثل: بعْلَبَک و حضرموت و معدیکرب و اردشیر و طَبَرِستان.
تذکر: الف: إعراب اسمهاي مبني محلّي است.
چند مثال:
1ـ هذا زيدٌ .
ترکيب: هذا: مبتدا، محلّاً مرفوع، زيدٌ: خبر.
2ـ کتابُهُ موجودٌ.
ترکيب: کتابُ: مبتدا و مضاف، هُ: مضاف اليه، محلّاً مرفوع، قامُ : فعل ، أب: فاعل و مضاف، هُ: مضاف إليه، محلّاً مجرور، جمله «قامَ أبُوهُ» صله. ب: جمله صله محلّی از اعراب ندارد.
از سایت:
اَلنَّـاسُ ثَلاثَةٌ: فَعَـالِمٌ رَبَّـانِـیٌّ، وَ مُتَعَلِّـمٌ عَلَـی سَبِیلِ نَـجَاةٍ، وَ هَـمَجٌ رَعَـاعٌ أَتبَـاعُ کُلِّ نَاعِـقِ، یَمِیلُونَ مَع کُلِّ رِیح، لَم یَستَضِـیئُوا بِنُورِ العِلمِ، وَ لَم یَلجَأوا إِلَی رُکنٍ وَثِیـقٍ. أمیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام.