Jahez

ابوعثمان عمرو بن بحر الجاحظ معروف به جاحظ بصري و «الحَـــدَقيّ» يعني گاو چشم و چشم برآمده. (جاحظ در لغت مردي را گويند كه چشمانش از حدقه بيرون زده باشد و درشت و برآمده باشد.) پس جاحظ لقب ابوعثمان عمرو بن بحر بوده است. گویند قبیح المنظر و زشت رو بود، اما فاضل و ادیب شهیری نیز بود.

در سال 159 هجري قمري/ 775 ميلادي در بصره متولد شد. در كودكي پدر را از دست داد. در بصره دانش آموخت و سپس به بغداد مركز خلافت عباسي رفت. در آن شهر در سلك معتزليان درآمد و ازفقهاء آن مذهب شد. حتي فرقه اي از معتزله به نام جاحظيه به او منسوب هستند.

عصر هارون، مأمون، معتصم و متوكل عباسي را ديد و درك كرد و حتي نزد آنان و در دستگاه ايشان صاحب مقام و مسند شد؛ هر چند متوكل معتزله را دشمن مي داشت.

در اواخر عمر به زادگاه خود؛ بصره رفت. بيمار شد و به سال 255 هجري قمري/ 868 ميلادي به دليل فروريختن كتابها بر سرش به هنگام مطالعه دارفاني را وداع گفت.

جاحظ يكي از بزرگترين و پركارترين دانشمندان اسلامي است.  شهرت او بواسطۀ احاطه اش بر علم لغت و بلاغت و فصاحت است؛ چنانكه به «امام المتكلمين» معروف شده است.

در بسياري از شعبه هاي علم از ادب، شعر، كلام، فلسفه، نقد شعر، طنز و هزل و علوم عقلي و به ویژه جانورشناسی تبحّـر داشت.

تأليفات مهمی دارد از جمله: كتاب الحيوان. كتاب البيان و التبيين. كتاب البخلاء و ....

جاحظ از پيشوايان فرقۀ كلامي معتزله و از عالماني بود كه ايراد كلام و سخن بر مبنای اصول و قواعد علوم و فنون بلاغت را لازم و مهم مي شمرد. (يعنی به فصاحت و بلاغت سخن اهميت می داد.)

كتاب «البيان و التبيين» او حاوی اطلاعات بسياری در باب علوم بلاغی است. اين كتاب در ميان كتبی كه آنها را اصول و اركان صناعت ادب خوانده اند، جايگاهی بس رفيع دارد.

همانطور كه ذكر شد، جاحظ اهل شوخی و ظرافت نيز بوده است. در شوخ طبعی او همين بس كه در حق خودش هم از هزل و شوخی تن نزده است. از جمله می نويسد: «روزی زنی زيبا مرا ديد و گفت: اگر قدم رنجه كني و با من بيايي، بسيار سپاس دارم. با او رفتم و او مرا به مردي نشان داد و گفت: مانند اين مرد كن! و خود خداحافظي كرد و به شتاب رفت. من از خداوند دكان پرسيدم: مقصود اين زن چه بود؟ گفت: اين زن پيش من آمد و گفت: صورت شيطان را براي من ترسيم كن! من گفتم: نمونه اي ندارم تا تمثال آن را براي تو بكشم. او گفت: اندكي صبر كن و بيرون رفت و تو را پيش من آورد كه مثل اين بكش!»

 

منابع:

دایره المعارف عمید، ص ۳۳۵، ذیل کلمه جاحظ.

تاریخ ادبیات زبان عربی، حنا الفاخوری، صص ۴۱۲ تا ۴۳۰.

تاریخ علوم اسلامی، یدالله نصیریان، صص ۷۸ و ۷۹.

تاریخ علم کلام در ایران و جهان اسلام، دکتر علی اصغر حلبی، صص ۲۲۶ و ۲۲۷.