دولت ایوبیان از سایت لیلة القدر
تاريخ سياسي اسلام> دوره بنىعباس> دولتهاى ديگر> مصر و سوريه
دولت ايوبيان
كتاب: تاريخ دولتهاى اسلامى و خاندان حكومتگر ج 1 ص 118
نويسنده: استانلى لينپل
مؤسس دولت ايوبيان، صلاح الدين يوسف بن ايوب مشهور به صلاح الدين ايوبى است.شاذى پدر ايوب مردى كرد بود كه در شهر دوين (در عربى) در جنوب روان متولد شد اما نويسندگان نسبنامهى اين خاندان گمان بردهاند كه آنها عرب هستند.
ايوب و برادرش شيركوه در اواسط قرن ششم هجرى به خدمت اتابك نور الدين محمد [زنگى] در آمدند و پس از مدتى شيركوه و برادرزادهاش صلاح الدين، از طرف نور الدين براى سركوبى با شورشهائى كه در مصر بروز كرده بود به آن ديار روان شدند.شيركوه و صلاح الدين براى اولين بار در سال 559 ه (1163 م)، و براى دومين بار در سال 562 ه (1166 م) به مصر رفتند تا آنكه العاضد آخرين خليفهى فاطمى ـ شيركوه را براى جبران خدماتش به وزارت خود برگزيد .
پس از مرگ ناگهانى شيركوه، صلاح الدين در سال 564 هجرى وزارت را در دست گرفت و به الملك الناصر ملقب گرديد.او بزودى زمام كارها را در دست گرفت و پس از مدتى العاضد را در سال 567 ه (1171 م) از خلافت خلع كرد و فرمان داد كه به نام خليفهى عباسى المستضىء بالله خطبه بخوانند.با وجود آنكه اين تغيير عظيم با آرامش تمام انجام يافت، اما باعث شد كه بين صلاح الدين و فرماندهاش يعنى اتابك نور الدين اختلافاتى بظهور رسد.
اگر نور الدين در سال 569 ه (1173 م) وفات نكرده بود، بدون ترديد نبردى ميان آندو بوقوع مىپيوست.پس از مرگ نور الدين، صلاح الدين ايوبى ظاهرا نسبت به الملك الصالح اسماعيل بن نور الدين اظهار اطاعت كرد ولى پس از مدتى استقلال كامل خود را اعلان نمود.در دوران صلاح الدين مذهب اهل تسنن به جاى تشيع كه در دوران خلافت فاطميان رسمى شده بود شايع شد و مكه و مدينه نيز كه قبل از او تحت نظارت و حكومت خلفاى مصر قرار داشت در اين دوران همچنان در دست صلاح الدين باقى ماند.در سال 569 ه (1173 م) صلاح الدين، برادرش تورانشاه را به حكومت يمن منصوب كرد و شعبهى ايوبيان يمن به همين ترتيب بوجود آمد (به فصل پنجم مراجعه شود) .صلاح الدين پس از آن متوجهى سوريه شد و در سال 570 هجرى وارد دمشق گرديد و عليرغم وجود خاندان نور الدين زنگى، متصرفاتش را وسعت داد تا آنكه بين سالهاى 570 تا 572 ه (1174 ـ 1176 م) حدود مملكت خود را تا رود فرات تثبيت كرد.صلاح الدين تا قبل از وفات الملك الصالح، پسر نور الدين زنگى در سال 579 ه (1183 م) بر حلب دست درازى نكرد .در سال 581 ه (1185 م) بر موصل مستولى شد و پادشاهان سرزمين جزيره را به اطاعت خود در آورد. اينك مملكت او كه از نيل تا فرات ـ به استثناى برخى قلعهها كه در دست صليبيان بود ـ وسعت داشت، فرصتى به او داد تا با صليبيان به نبرد برخيزد.صلاح الدين در روز بيست و چهارم ربيع الآخر سال 583 ه (1187 م) در جنگ حطين واقع در غرب درياچهى طبريه، مسيحيان بيت المقدس را به سختى شكست داد و پس از سه ماه بيت المقدس را تصرف كرد.در اين نبردها تمام قلاع صليبيان، جز قلعهى صور توسط صلاح الدين مفتوح شد و جنگجويان صليب كه ياراى مقاومت در برابر صلاح الدين در خود نيافتند.بزودى پريشان و پراكنده شدند.
سقوط بيت المقدس، اروپائيان را به فكر آغاز جنگ سوم صليبى انداخت.در سال ه (1195 م) پادشاه انگلستان، ريچارد اول [معروف به ريچارد شيردل] و پادشاه فرانسه، فيليپ اوگوست وارد سرزمين فلسطين شدند و در اثناى محاصرهى قلعهى عكا بهم رسيدند.نبرد بين صلاح الدين و پادشاهان انگلستان و فرانسه آغاز شد و مدت يكسال و نيم دوام يافت تا آنكه در سال 588 ه (1192 م) يك معاهدهى صلح به نفع صلاح الدين بين طرفين به امضاء رسيد .22
صلاح الدين ايوبى در روز بيست و هفتم صفر سال 589 هجرى (چهارم مارس 1193 م) در دمشق درگذشت.پس از وفاتش، پسران و برادران و برادرزادههايش، مملكت وسيع او را تقسيم كردند .عادل سيف الدين برادر صلاح الدين كه در اروپا به نام «سافادن» معروف است توانست به تدريج بر ساير افراد خاندان مستولى شود.طبيعتا در ابتداى فوت صلاح الدين، فرزندان او به حكومت رسيدند.افضل در دمشق، و عزيز در قاهره، و ظاهر در حلب حكومت را در دست گرفتند.عادل سيف الدين در سال 592 ه (1195 م) توانست جاى افضل را در دمشق اشغال كند و منصور را كه پس از عزيز در قاهره به سلطنت نشسته بود در سال 596 ه (1198 م) ساقط نمايد.به اين ترتيب فقط شهر حلب تا سال 658 ه (1259 م) در دست پسران صلاح الدين باقى ماند.
عادل سيف الدين على برادر صلاح الدين بين سالهاى 592 تا 596 ه (1195 ـ 1199 م) به قسمت اعظم مصر و سوريه تسلط يافت و در سال 596 ه (1199 م) پسر خود اوحد ايوبى را بر حكومت ميافارقين در جزيره منصوب كرد.به اين ترتيب، سيف الدين بر تمام شعب دولت ايوبيان حكومت عالى يافت تا آنكه در سال 615 ه (1218 م) فوت كرد و دولت او بوسيلهى اولادش به حكومتهاى مستقلى در منطقهى مصر و دمشق و كرك و ميافارقين و حصن كيفا تبديل شد.اما ايوبيانى كه در حمص و حماة و بعلبك و يمن حكم مىراندند از شعبههاى ديگر ايوبيان بودند.ايوبيان مصر كه به كرات بر سوريه نيز دست يافتند و از خاندان عادل سيف الدين محسوب مىشدند، راه را براى حكمرانى مماليك ترك در سال 648 ه (1250 م) گشودند.توضيح آنكه:
تورانشاه در سال 647 ه (1249 م) پس از صالح نجم الدين ايوب حكومت را به دست گرفت.پس از قتل تورانشاه، شجرة الدر ازدواج كرد و با لقب سلطان به حكومت مصر دست يافت و آنگاه شجرة الدر را از فرمانروائى خلع كرد.اما سياست روز چنين اقتضاء مىكرد كه يكى از افراد خاندان ايوبى را ظاهرا بر مسند فرمانروائى بنشاند.به اين منظور، اشرف موسى از نوادگان ملك الكامل را كه كودكى بيش نبود بر تخت فرمانروائى قرار داد تا آنكه در سال 650 ه (1252 م) او را نيز خلع كرد و حكومت ايوبيان مصر را بكلى منقرض نمود.
ايوبيان حلب و ايوبيان مصر بر سر حكومت سوريه با ايوبيان دمشق به نزاع برخاستند اما تمام آنها در سال 658 ه (1239 م) در نبرد با مغولان منهدم شدند و پس از مدتى جانشينان عادل سيف الدين نيز كه در ميافارقين حكم مىراندند به همين سرنوشت دچار گشتند تا آنكه مماليك مصر در سال 661 ه (1262 م) با فتح حمص، اين شعبه را نيز بكلى منقرض كردند.
ايوبيان يمن نيز در سال 626 ه (1228 م) جاى خود را به بنى رسول دادند و ايوبيانبعلبك در سال 642 ه (1244 م)، و ايوبيان كرك در سال 661 ه (1262 م) منقرض شدند و فقط دو حكومت ايوبى در منطقه باقى ماند: اول ايوبيان حماة كه از خانوادهى صلاح الدين بودند و تا سال 742 ه (1341 م) دوام يافتند، و ابو الفداء مورخ روف نيز از اين خاندان است.دوم ايوبيان حصن كيفا كه در جزيره حكومت داشتند و تا سال 930 ه (1523 م) كه سليمان قانونى امپراطور عثمانى بر آنها تاخت، به حكومت خود ادامه دادند.
سلسله نسب اين شعب به شرح زير است:
48 ـ ايوبيان مصر
569 ـ 650 هجرى قمرى
564 الناصر صلاح الدين يوسف (دوران حكومت قاهره)
569 الناصر صلاح الدين يوسف (دوران فرمانروائى)
589 العزيز عماد الدين عثمان
595 المنصور محمد
596 العادل اول، سيف الدين ابو بكر
615 الكامل ناصر الدين محمد
635 العادل دوم، سيف الدين ابو بكر
637 الصالح، نجم الدين ايوب
647 المعظم توران شاه
648 شجرة الدر (همسر صالح نجم الدين ايوب) 23
648 ـ 650 الاشرف مظفر الدين موسى
شادى بن مروان
نجم الدين ايوب
1 ـ صلاح الدين يوسف/4 ـ العادل اول
2 ـ العزيز عثمان/5 ـ الكامل محمد
3 ـ المنصور محمد/6 ـ العادل دوم/7 ـ صالح ايوب/9 ـ شجرة الدر/المسعود يوسف (از ايوبيان يمن)
8 ـ المعظم تورانشاه/المنصور خليل
ايوبيان دمشق ـ ايوبيان دمشق
589 ـ 658 هجرى قمرى
589 الافضل نور الدين على
592 العادل اول، سيف الدين ابو بكر
596 ـ 615 اتحاد با مصر
615 المعظم شرف الدين عيسى
624 الناصر صلاح الدين داود
626 الاشرف مظفر الدين موسى (از ايوبيان ميافارقين)
635 الصالح، عماد الدين اسماعيل
635 الكامل محمد (از ايوبيان مصر)
635 العادل دوم، سيف الدين ابو بكر (از ايوبيان مصر)
637 الصالح نجم الدين ايوب (از ايوبيان مصر)
637 الصالح عماد الدين اسماعيل (مرتبهى دوم)
643 الصالح نجم الدين ايوب (مرتبهى دوم)
647 المعظم تورانشاه (از ايوبيان مصر)
648 ـ 658 الناصر صلاح الدين يوسف (از ايوبيان حلب)
(سپس مغولان بر قلمرو آنان مستولى شدند) نجم الدين ايوب
صلاح الدين يوسف/2 ـ العادل اول
1 ـ الافضل على
3 ـ المعظم عيسى/5 ـ الاشرف موسى/6 ـ الصالح اسماعيل/7 ـ الكامل محمد/مودود
4 ـ الناصر داود/8 ـ العادل دوم/9 ـ الصالح ايوب/الجواد يونس 25
المغيث عمر 26/10 ـ المعظم تورانشاه ـ
589 ـ 658 هجرى قمرى
589 الظاهر غياث الدين غازى 27
613 العزيز غياث الدين محمد
634 ـ 658 الناصر صلاح الدين يوسف 28 (از ايوبيان دمشق)
(سپس مغولان قدرت را در دست گرفتند)
الناصر صلاح الدين يوسف (صلاح الدين ايوبى)
1 ـ الظاهر غازى
2 ـ العزيز محمد
3 ـ الناصر يوسف/الظاهر غازى
العزيز ـ ايوبيان حماة
574 ـ 742 هجرى قمرى
574 المظفر اول، تقى الدين عمر
587 المنصور اول محمد
617 الناصر قليچ ارسلان
626 المظفر دوم، تقى الدين محمود
642 المنصور دوم، محمد
683 ـ 698 المظفر سوم، محمد
سپس واليان مماليك مصر از ايوبيان حماة به حكومت منصوب شدند.
710 المؤيد عماد الدين اسماعيل ابو الفداء (مورخ)
733 ـ 742 الافضل ناصر الدين محمد
(سپس مماليك مصر قدرت را كاملا در دست گرفتند)
نجم الدين ايوب
نور الدين شاهنشاه
1 ـ المظفر اول
2 ـ المنصور اول
3 ـ /قليچ ارسلان/4 ـ المظفر دوم
5 ـ المنصور دوم/المظفر على
6 ـ المظفر سوم/7 ـ المؤيد اسماعيل ابو الفداء
8 ـ الافضل محمد ـ ايوبيان حمص
547 ـ 661 هجرى قمرى
574 محمد
581 المجاهد شيركوه
637 المنصور ابراهيم
644 ـ 661 الاشرف مظفر الدين موسى
(سپس مماليك قدرت را در دست گرفتند)
شاذى بن مروان
اسد الدين شيركوه
1 ـ محمد
2 ـ المجاهد شيركوه
3 ـ المنصور ابراهيم
4 ـ الاشرف موسى ـ ايوبيان ميافارقين 29
596 ـ 658 هجرى قمرى
596 الاوحد نجم الدين ايوب
657 الاشرف مظفر الدين موسى
617 المظفر شهاب الدين غازى
628 استيلاى موقت مغولان
642 ـ 658 الكامل ناصر الدين محمد (فتح مغول بطور نهائى)
نجم الدين ايوب
العادل سيف الدين ابو بكر
1 ـ الاوحد ايوب/2 ـ الاشرف موسى/3 ـ المظفر غازى
4 ـ الكامل محمد ـ
629 ـ 930 ه/1231 ـ 1523 م
حصن كيفا يا كيف، شهرى قديمى در جزيره 30 بين ديار بكر و جزيرهى ابن عمر است.احتمالا تاريخ تأسيس قلعهى اين منطقه به سال 800 قبل از ميلاد مسيح باز مىگردد.قلعهى مزبور به جهت موقعيتش، در دوران روميها و ساسانيان در اوائل مسيحيت، از اهميت فوق العادهاى برخوردار بود و در دوران اسلامى نيز اهميت خويش را همچنان حفظ كرد.در دوران ضعف عباسيان، خاندان حمدانيان و سپس كردهاى مروانى و آنگاه بنى ارتق در سال 495 ه (1101 م) بر آن منطقه مستولى شدند.در ايام بنى ارتق، حصن كيفا به اعلى درجه آبادى رسيد و اهميت سياسى فراوانى كسب كرد.
در سال 629 هجرى (1232 م) الكامل محمد كه از ايوبيان مصر بود بر بنى ارتق تاخت و آنان را منقرض كرد و حكومت آنديار را به پسر خود صالح نجم الدين ايوب تفويض كرد.اين صالح ايوب اولين حاكم از خاندان ايوبيان حصن كيفا است.پس از صالح ايوب، در دوران پسرش تورانشاه كه از سال 635 تا 648 ه (1237 ـ 1250 م) حكمرانى كرد، سلجوقيان روم [آسياى صغير] بر شهر آمد يعنى مهمترين مركز اين دولت مستولى شدند.در دوران موحد بن تورانشاه نيز مغولان در سال 658 ه (1259 م) متوجه جزيره شدند و اين حاكم چارهاى نديد جز آنكه تحت حمايت مغولها قرار گيرد و سكه به نام هلاكوخان ضرب كند.از اين وقت، دولت ايوبيان حصن كيفار و به ضعف نهاد و چون حاكم هفتم آن خاندان به نام صالح ابو بكر به سال 780 ه (1378 م) از تخت سلطنت به زير آمد، برادرش ملك سليمان اول به جايش نشست و با ورود تيمور به الرها (اروفه) به اطاعت او گردن نهاد و به اين وسيله توانست دولت خود را حفظ كند.در نيمهى دوم قرن نهم هجرى در سال 866 ه (1461 م)، اوزون حسن آق قيونلو كه در اين اوقات قدرتمند شده بود بر حصن كيفا تاخت و سيزدهمين حاكم ايوبى آنجا را بقتل رسانيد و مدت بيست سال بر حصن كيفا حكم راند.اما ايوبيان از اختلافات و اضطرابهائى كه پس از وفات اوزون حسن پديد آمده بود استفاده بردند و قدرت خود را دوباره بدست آوردند.به اين ترتيب كه خليل دوم پسر ملك سليمان اول، با كمك كردهائى كه آنها را در «سعردى» جمعآورى كرده بود بر حصن كيفا مستولى شد و شهر مزبور در اين دوره مجددا آباد گرديد و بناهاى عظيم در آنجا بوجود آمد.
خليل پس از مدتى به ديدار حامى خود يعنى شاه اسماعيل صفوى رفت ولى در تبريز دستگير و زندانى شد و تا فتح تبريز بدست سلطان سليم عثمانى نتوانست از زندان رها شود و به مملكت خود روانه گردد.در اثناى غيبت خليل، پسر ملك سليمان دوم به حكومت نشسته بود ولى خليل با ورود به حصن كيفا مجددا قدرت را در دست گرفت و پس از مدتى سليمان دوباره به حكمرانى رسيد اما نتوانست حكومتى باثبات بر پا كند زيرا با برادرانش محمد و على بر سر جانشينى پدر اختلاف بهم رسانيد.در نتيجه به سال 930 ه (1523 م) حصن كيفا را به خسرو پاشا حاكم عثمانى ديار بكر تسليم كرد.
به اين ترتيب دولت ايوبيان حصن كيفا نيز منقرض شد و به قلمرو عثمانيان ضميمه گرديد.
مدت حكمرانى بسيارى از حكام اين خاندان معلوم نيست و مدت فرمانروائى برخى نيز به تقريب معلوم است.بسيارى از كتب تاريخ اصولا از ذكر اين خاندان غفلت ورزيدهاند و برخى هم بطور بسيار مختصر در اين باب ذكرى به ميان آوردهاند.عمده مآخذ ما در تدوين اطلاعات و تحرير سلسله نسب آنها، كتاب احمد توحيد بيك بوده است:
«~ Keifa Extr, des ـ A.Tewhid,Monnaies des Eyoubites de Hisn ~»
«~ Mem du congre internat. de Numismatique etc. Bruxelles 1910 ~»
54 ـ ايوبيان حصن كيفا
629 هجرى قمرى الصالح نجم الدين ايوب
636 المعظم تورانشاه
648 الموحد تقى الدين عبد الله
658 استيلاى مغولان
؟ الكامل ابو بكر اول
؟ العادل مجير الدين محمد
؟ العادل شهاب الدين غازى
؟ ـ 780 الصالح ابو بكر دوم
780 العادل فخر الدين (يا عز الدين) سليمان اول
؟ الاشرف شرف الدين احمد اول
836 الصالح (و سپس الكامل) صلاح الدين خليل اول
856 الناصر
856 الكامل احمد دوم
؟ ـ 866 العادل خلف
866 استيلاى آق قيونلوها
؟ خليل دوم
؟ سليمان دوم
؟ خليل دوم (مرتبهى دوم)
؟ حسين
؟ ـ 930 سليمان دوم (مرتبهى دوم)
(سپس عثمانيان بر قلمرو آنان مستولى شدند) ايوبيان حصن كيفا
الكامل محمد بن العادل اول (از ايوبيان مصر
1 ـ الصالح ايوب
2 ـ توران شاه
3 ـ عبد الله
4 ـ ابو بكر اول
5 ـ محمد
6 ـ غازى
7 ـ ابو بكر دوم/8 ـ سليمان اول/دختر او
9 ـ احمد اول/14 ـ خليل دوم/الظاهر عيسى (از بنى ارتق ماردين)
عثمان/10 ـ خليل اول/يحيى/محمد/15 ـ سليمان دوم/على/محمد/16 ـ حسين
11 ـ الناصر/12 ـ احمد دوم/13 ـ خلف ـ ايوبيان يمن
569 ـ 626 هجرى قمرى
569 المعظم شمس الدين تورانشاه
577 سيف الاسلام طغتكين احمد
593 معز الدين اسماعيل
598 الناصر ايوب
618 المظفر سليمان
612 ـ 626 المسعود صلاح الدين يوسف
(سپس بنى رسول قدرت را بدست گرفتند)
تورانشاه مؤسس دولت ايوبيان يمن، از سال 574 تا 575 هجرى در بعلبك حكومت كرد و سپس به اسكندريه رفت اما چون حكومت يمن را داشت از سوى خود حاكمى بر آن ديار گماشت.در بخش پنجم، ويژهى كشورهاى عربى، از اين خاندان به تفصيل سخن خواهيم گفت.
نجم الدين ايوب
نورالدين شاهنشاه/1 ـ تورانشاه/2 ـ طغتكين/العادل اول
المظفر عمر/3 ـ اسماعيل/4 ـ ايوب/الكامل محمد
شاهنشاه/6 ـ يوسف
5 ـ سليمان
ـ ايوبيان بعلبك
574 ـ 658/1178 ـ 1259 م
بعلبك در سال 15 يا 16 هجرى بدست مسلمانان فتح شد و به ترتيب توسط حكام خلافتهاى امويان و عباسيان و فاطميان اداره گرديد.در ايام فاطميان اين شهر بدست روميها [روميان شرقى بيزانسىها] فتح شد و پس از مدتى امير حلب به نام صالح بن مرداس بر آن ديار مستولى گرديد و آنگاه سلجوقيان و سپس بوريان، بعلبك را فتح كردند.
در سال 533 ه (1138 م) اتابك عماد الدين زنگى آن شهر را فتح كرد و نجم الدين ايوب پدر صلاح الدين را به حكومت آنجا گماشت.نجم الدين ايوب پس از وفات عماد الدين زنگى در سال 541 ه (1146 م) نتوانست قدرت خود را در آنجا حفظ كند و شهر بدست انر وزير محمد بورى افتاد تا آنكه نور الدين محمود زنگى دوباره بر آنجا مستولى شد و پس از او صلاح الدين ايوبى در سال 570 ه (1174 م) اين شهر را تصرف كرد و حكومت آنجا را به يكى از امرايش به نام محمد بن مقدم تفويض نمود و پس از عصيان محمد بن مقدم، در سال 574 ه (1178 م) حكومت آنديار را به برادرش تورانشاه داد و از اين هنگام حكومت ايوبيان بعلبك تأسيس شد .
تورانشاه پس از يكسال به فرمان صلاح الدين، حكومت اسكندرونه را در دست گرفت و حكومت بعلبك به عز الدين فرخشاه برادرزادهى صلاح الدين داده شد و تا هنگام مرگ در سال 578 ه (1182 م) در آنجا باقى ماند.پس از مرگ فرخشاه، صلاح الدين پسرش امجد بهرام شاه را به حكومت بعلبك منصوب كرد و بهرام شاه تا سال 627 ه (1129 م) يعنى مدت پنجاه سال بر آنجا حكم راند تا آنكه در سال 627 هجرى صالح اسماعيل برادر الاشرف موسى (از ايوبيان ميافارقين) حكومت بعلبك را منقرض كرد و حكومتى به نام الاشرف موسى در آنجا تأسيس نمود و پس از مرگ الاشرف در سال 653 ه (1237 م) آنجا را به تصرف كامل خود در آورد.اما صالح نجم الدين ايوب پسر الكامل محمد (از ايوبيان مصر) در سال 644 ه (1246 م) با قوهى قهريه بر او فائق آمد و حاكمى از طرف خود بر آنجا گماشت.حكام بعلبك حتى پس از وفات صالح ايوب در سال 647 ه (1249 م) بر آن منطقه حكم راندند تا آنكه اين سلسله از ايوبيان نيز در اثر حملهى مغول به سال 658 ه (1259 م) منقرض شدند.
روايات مورخين در باب اين دولت، گوناگون است اما در كتاب زير معلومات جامعى در خصوص اين دولت يافتيم:
«~ Baalbak in lslamischer Zeit, BERLIN 1922: Max Sobernheim ~»ايوبيان بعلبك
نجم الدين ايوب
533 ـ 541 هجرى قمرى
1 ـ المعظم تورانشاه/نور الدين شاهنشاه/العادل اول ابو بكر
2 ـ عز الدين فرخ شاه (575 ـ 578) /4 ـ الاشرف موسى (627 ـ 635) /5 ـ الصالح اسماعيل (635 ـ 644)
3 ـ الامجد بهرامشاه (578 ـ 627) ـ
584 ـ 661 ه/1188 ـ 1262 م
كرك كه در شرق درياى لوط 31 واقع است، همراه با قلعهى شوبك [در دوران جنگهاى صليبى در عهد نور الدين زنگى و اوائل حكومت صلاح الدين] در دست فرانسويان بود.پس از واقعهى حطين در سال 583 ه (1187 م) (كه در غرب درياچهى طبريه واقع شد) و طى آن كنت رينولد حاكم معروف كرك كه نزد اعراب به ارناط معروف است بوسيلهى صلاح الدين ايوبى اسير و كشته شد، صلاح الدين برادرش عادل اول را به سال 584 ه (1188 م) به فتح كرك فرمان داد و حكومت آنجا را به او تفويض كرد.به اين ترتيب، كرك نيز مانند بعلبك يكى از ايالات مخصوص ايوبيان شد و سلسلهى ايوبيان اين منطقه به ايوبيان كرك معروف شدند.حكومت كرك در اولاد عادل اول برادر صلاح الدين ادامه يافت و چون خود عادل در سال 592 ه (1195 م) به حكومت دمشق منصوب شد، پسر بزرگش به نام المعظم عيسى جاى او را در كرك اشغال كرد و پس از مرگ پدر به حكومت دمشق رسيد و حكومت كرك را (بنابر روايتى در سال 615 هجرى) به فرزندش الناصر داود تفويض كرد.اما ابو الفداء گويد: «داود از سال 624 تا 626 ه (1226 ـ 1228 م) بر دمشق حكومت كرد و چون از حكومت عزل گرديد عمويش الملك الكامل، حكومت كرك و توابع آنرا در عوض دمشق به او داد» .
خلاصه آنكه پس از كشمكشهاى فراوانى كه بين پسرانش در گرفت.و نيز بروز مشكلات متعدد از حكومت معزول گرديد و با سختى و رنج در سال 656 ه (1258 م) بين اعراب درگذشت.در سال 658 هجرى مغيث عمر پسر عادل دوم حكومت كرك را بدست گرفت و تا مدتى با آسودگى و آرامش حكومت كرد اما بزودى به علت فعاليتها و حركات مماليك به سوى سوريه، نظام امور دچار اختلال شد و از آن روى كه مردى بسيار دسيسهگر بود، سلطان بايبرس بندقدارى در سال 661 ه (1262 م) او را به قاهره فرا خواند و امر كرد تا به زندانش انداختند.از آن پس كرك و توابع آن بطور قطع جزء حكومت مصر شد.
از تاريخ زندگانى مغيث عمر اطلاعات صحيحى در دست نيست.برخى گويند كه او در همان سال كه به قاهره فرا خوانده شد به فرمان بايبرس مقتول گرديد و فرزندش به نام الملك العزيز يكى از مناطق سرزمين مصر را به اقطاع گرفت.نجم الدين ايوب
1 ـ العادل اول (584 ـ 592)
2 ـ المعظم عيسى (592 ـ 615؟) /الكامل محمد از ايوبيان مصر
3 ـ الناصر داود (615 يا 626 ـ 647 متوفاى 656) /العادل دوم، ابو بكر
الامجد محسن/الظاهر شاذى/المقدم على [عيسى] /4 ـ المغيث فتح الدين عمر (648 ـ 661)
العزيز
اَلنَّـاسُ ثَلاثَةٌ: فَعَـالِمٌ رَبَّـانِـیٌّ، وَ مُتَعَلِّـمٌ عَلَـی سَبِیلِ نَـجَاةٍ، وَ هَـمَجٌ رَعَـاعٌ أَتبَـاعُ کُلِّ نَاعِـقِ، یَمِیلُونَ مَع کُلِّ رِیح، لَم یَستَضِـیئُوا بِنُورِ العِلمِ، وَ لَم یَلجَأوا إِلَی رُکنٍ وَثِیـقٍ. أمیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام.