فنون شعری خاص
اراجیز:
ارجوزه یعنی شعر منظوم در بحـــر رجز که وزن تمام آن شش (۶) بار «مستفعلن» است و این بحر به دو صورت: مَشـطور و مَـنهوک استعمال می شود. امتیاز فن رجـز نزد شعرا در تَصـــریع یعنی دو مصراعی بودن جمیع ابیات آن است، خواه ارجوزه بلند باشد یا کوتاه.
تاریخ و اغراض رَجَـــز:
به عقیدۀ راویان، رجز بیش از سایر انواع شعر وجود داشته و به نظر برخی شعر فقط رجـــز بوده. مهلهل و امـرءالقیس سرودن قصیده را آغاز نموده و متداول ساخته اند. رجـز فن ملی عرب به شمار آمده و در مواقع زیاد مانند کارزار و شتررانی و آب کشی از چاه و غیره یک – دو بیت از آن استفاده می کرده اند. قدر و منزلت قصیده را نداشته، مگر در این دوره که شعـرا بر طول آن افزوده و در فنون مختلفۀ شعر استعمال کردند. گویند عجاج اول شاعریست که آن را طولانی کرده و به شکل قصیده درآورده و در آن غزل و وصف و غیره بیان نموده است، به طرزی که شعـرا در قصیده عمل کرده اند. او در میان رجـزگویان به منزلۀ امـرءالقیـس است در میان شاعران قصیـده پرداز.
مشخصات اُرجُـوزَه:
چون رجز فنی است خاص با شکل و ترکیب و آهنگ مخصوص به خود، بنابراین امتیازاتی دارد که به طور اختصار عبارتست از:
یک – لغت عرب که طبعاً در رجز عموماً، و رجـز اموی خصوصاً یافت می شود و علت این است که لزوم دو مصراع بودن در تمام ابیات مستـلزم گردآوردن کلمات هم قافیه و روی است که تنها در کلمات مأنوس امکان ندارد.
دو – غرابت در ثناء و اشتقاق کلمات در بعضی اوقات به خاطر وزن و قافیه.
سه – ضرورت تضمین بواسطۀ کوتاهی وزن و کوتاهی عبارات.
چهار – امتیاز قافیه ها از حیث غرابت لفظی و معنوی و هم آهنگی و زیادی ضرورات شعری که وزن سبک مستفعلن پذیرای آنها می باشد.
پنج – قابلیت انعطاف رجز برای قواعد و نظام قصیده.
شش – زیبایی قابل ملاحظۀ آن گاه گاه، بخصوص در مغازله و فخر و وصف که فنون خالص آهنگی بوده و با دو پاره کردن وزن و به آواز خواندن آن و طول نفس شاعر در آن سازش دارد.
راعُـویات:
یعنی شعری که دربارۀ راعـی و رعیتش (شبـان و رمه اش) سروده شده و این گونه اشعار خـزانۀ زندگی بدوی و روشـن کنندۀ مظاهر و جهات مختلف آن است. شاعـران این گونه شعر، بادیه و طبیعت را مسـخّر اغـراض مـدحی و غزلی و غیره نکرده، بلکه میدان وسیعی به طبیعت بدوی و زندگی شبان و رمه اش داده اند.
مشهورترین ارباب این فن:
دو شاعر بزرگ در این فن شهرت دارند: راعی و ذوالـرمه.
راعی: (۹۰ هجری) عبید بن حصین نمیری از مضر، شبان شتـران اهل بادیه در بصره و معاصر جـریر و فـرزدق است. فرزدق را بر جریر ترجیح داده و بدین سبب جریر او را هجو کرده است. در شعر خود به موردی خاص توجه داشته که وصف شتر و تصویر زندگی او در چـراگاه است. حتی قدما گفته اند: «گویی که راعی صحرا را بدون راهنما پیموده است، یعنی در شعر به کسی اقتداء نکرده و احدی را پیروی و معارضه ننموده است.» راعی در توصیف شتر از تمام جزئیات زندگی و متعلقات آن سخن گفته است. بسیاری از عادات بادیه نشینان را از قبیل مهمان نوازی و نحر شتر و شجاعت و غیره در ضمن وصف شتر بیان کرده و مانند شعرای پیشین یا معاصرین خویش تنها به وصف راه رفتن و یا تشبیهش به حیوان وحشی اکتفا ننموده است.
ذُوالـرُمـَّه: (۷۷ – ۱۱۸ هجری) ابوحارِث غیـلان العَـدَوی از مضر، عاشق مَیّـه مَـنقَریّه بوده و به نام او مشهور گشته است. دیوان شعرش اکثر تشبیب و گریه بر منزلگاه معشوق، به طریق شعرای جاهلی می باشد. در آغاز به رجز توجه کرده و سپس از آن منصرف گشته است. در هر چه به زندگی بادیه مربوط باشد، مبرز است ولی در مدح و هجـاء ضعیف بوده و از جهت لغوی و شعر بدوی تفوقی نداشته و علمای لغت و ذوق عمومی را راضی نکرده است.
ذوالرمه شعر طبیعت را از قدیمترین عصر آن تا زمان خویش زنده ساخته و مظاهر طبیعت را در شعر خود همانگونه که در ادب عرب پیش از او بوده، مجسم و مصور کرده است و تنها زیباترین صورتهای آن را انتخاب نموده و با بیانی فصیح و انفعال و تأثری محسوس و ملموس و با ذوق و شوقی تمام به نظم آورده است و معانی انسانی را در طبیعت زندۀ بادیه روشن و هویدا ساخته است. مثـلاً حیوانی را رسم نموده، در آن افکار و خیالاتی دمیده و صحرا را به صورت موجودی مخوف جبار نشان داده است ولی در تمام اینها ابداع و ابتکار ننموده بلکه کار و فنّش گلچینی و اختیار و انتخاب بوده است.
برگرفته از صفحات ۸۶ تا ۹۰ کتاب «تاریخ ادبیات عرب از دوره جاهلیت تا عصر حاضر» تألیف استاد احمد ترجانی زاده.
اَلنَّـاسُ ثَلاثَةٌ: فَعَـالِمٌ رَبَّـانِـیٌّ، وَ مُتَعَلِّـمٌ عَلَـی سَبِیلِ نَـجَاةٍ، وَ هَـمَجٌ رَعَـاعٌ أَتبَـاعُ کُلِّ نَاعِـقِ، یَمِیلُونَ مَع کُلِّ رِیح، لَم یَستَضِـیئُوا بِنُورِ العِلمِ، وَ لَم یَلجَأوا إِلَی رُکنٍ وَثِیـقٍ. أمیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام.