مزایا و معایب کتابهای دانشگاه پیام نور

ورود:
ایده ی ایجاد دانشگاه پیام نور به عنوان مرکزی کارآمد برای نشر عملی علم و همگانی کردن دانش در سطوح عالی از طرف هر کسی که ارائه شده باشد، ایده ای صحیح و صواب بوده و هست و کارنامه این دانشگاه تا به امروز موید و مصدق این مطلب بوده است.
دانشگاه پیام نور به واقع توانسته است آرزوی بسیار کسان را که رویای تحصیلات عالی را در سر می پروراندند و به هر دلیل به این آرزو دست نیافته بودند، برآورده سازد و فرهیختگان بسیاری را تقدیم جامعه ی ایرانی نماید.
در این دانشگاه اصل و اساس تحصیل بر کتابهایی نهاده شده که دانشگاه خود آنها را تدوین و تألیف و چاپ و منتشر نموده است یا بر کتابهایی است که ناشران دیگر آنها را منتشر ساخته اند، اما به جهت بار علمی شان دانشگاه آنها را به عنوان مرجع و کتاب درسی به دانشجو معرفی می کند.
پس اصل و اساس دانشگاه پیام نور (و البته هر دانشگاه دیگر) بر کتاب است، کتاب.
مقدمه:
در اینکه در روزگار کنونی، در کشور ما، به طورکلی کیفیت چاپ و بخصوص صحافی کتب به شدت تنزل کرده، شک نباید کرد.
با پیشرفت علوم و بهینه شدن ابزار چاپ و نشر و بخصوص افزایش فوق العاده ی تنوع نرم افزارهای تایپ و طراحی، باید شاهد ارایه ی کتابهایی شکیل، بادوام، و حتی المقدور بی غلط می بودیم.
(فعلا کاری به محتوی نداریم و عجالتا به فرم می پردازیم)
اما متأسفانه عموما نه تنها شاهد چنین کتبی نیستیم، بلکه به مصداق مثل «سال به سال، دریغ از پارسال» می بینیم که کیفیت شکلی کتب با گذشت زمان نازل تر و نازل تر می شوند.
دیگر از آن صحافی های یادگاری، از آن کتابهای خوش دست و بادوام، و از آن مطالب ارزشمند و بی غلط خبری نیست. شاید بتوان گفت: کتاب هم کتابهای قدیم!
چرا چنین شده است؟
فکر می کنم سابق بر این اگر کسی نیت نوشتن کتاب می کرد، اول به قصد قربت بود. یا با هدف نشر علم. یا پرداختن زکات آنچه یاد گرفته بود. یا اگر هیچکدام ازاینها نبود و اساسا آن شخص، شخص متدینی نبود، لااقل به نیت سربلندی مملکتش قلم به دست می گرفت.
و حتی اگر خائن بود و قصد خیانت به ملت خود را داشت، در خیانتش هم کم فروشی نمی کرد و در خباثت سنگ تمام می گذاشت!
اما امروز اینطور نیست.
همه چیز ساندویچی و فست فودی شده حتی کتاب! همه زود می خواهند بگیرند و بروند. همه کار دارند و همه باید عجله کنند.
نویسنده می خواهد زود بنویسد و مشهور شود، طراح و وراق و تایپیست هم به پول نیاز دارند و زود می خواهد اجرتش را بستانند، ناشر هم می خواهد زود جا بیافتد و شروع کند به پول پارو کردن!
این وسط کمتر کسی به حال فرهنگ بیچاره ی این دیار غصه می خورد.
به زعم نگارنده این سطور؛ بخش بزرگی از کتابها بیشتر با هدف سواد نمایی و عالم مآبی و ثبت اثر در کارنامه ی مفخرات نگاشته می شوند. و بنابراین چون خشت اولشان کج است و نیت نویسنده، نیت ناخوبی است، معمولا بنای کتاب تا ثریا کج می رود. یعنی مطالبش آکنده از اغلاط املایی و انشایی می شود. طرح و شکل کتاب ناخوش و نچسب می نماید. و صحافی اش هم سرسری و رفع تکلیفی از آب درمی آید. حتی ناشر هم در توزیع کتاب کم فروشی می کند و ... .
اما کتابهای دانشگاه پیام نور جامع اضداد است! می فرمایید چگونه؟ عرض می کنم.

محاسن کتابهای دانشگاه پیام نور:
حسن عمده و امتیاز بزرگ اغلب کتابهای دانشگاه پیام نور شاید این باشد که نویسندگان آن کتب از اساتید شناخته شده دانشگاه اند. اساتید فرهیخته ای که سالیان متمادی را در امر تحقیق و تدریس سپری کرده اند و به قول معروف «دود چراغ خورده اند و استخوان خرد کرده اند» و چنین نیست که یک شبه مولف و مصنف شده باشند. لذا اثر ایشان عموما مقبول است و معمولا نه تنها در دانشگاه پیام نور، که حتی مورد اعتنا و استفاده و توجه سایر اساتید دانشگاهی در دیگر دانشگاههای کشور نیز قرار می گیرد. به طور مثال اثر مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی یا دکتر علی اصغر حلبی یا دکتر جعفر شعار یا دکتر نورالله کسایی و یا حجت الاسلام رسول جعفریان و دکتر حمزه گنجی و امثال اینان در علوم انسانی پیشاپیش مقبول و مشکور است.
حسن دیگر کتب دانشگاه پیام نور ایجاز و خلاصه نویسی و پرهیز از اطناب و درازگویی است. تقریبا همه ی این کتابها آنچه را که گفتنی است، می گویند و مجمل مطلب را تحویل دانشجو می دهند و مفصل آن را به خود او وامی گذارند. این روشی است که نگارنده به درستی آن یقین کامل دارد. چه اگر دانشجو آن مجمل را نخواند یا به زور بخواند، با مفصل چگونه خواهد بود!؟ و اگر شیفته ی مفصل باشد، شک نیست که مجمل را خواهد بلعید و آن نتیجه را که مولف کتب و دانشگاه و جامعه از او انتظار دارند، حاصل خواهد کرد.

معایب کتابهای دانشگاه پیام نور:
دو چیز است:
اول) اغلاط املایی و انشایی بسیار که نشان می دهد:
الف_ مطالب، سرسری و هول هولکی تایپ شده اند.
ب_ مطالب، بازخوانی و غلط گیری نشده اند. یا اگر شده اند، این هم هول هولکی و از سر رفع تکلیف بوده.
ج_ مطالب، ویراستاری یا به قول فرنگی ها؛ ادیتوری باسواد و آگاه بالای سرش نداشته است که کلمات و جملات را آنچنان که صحیح و صحیح تر است، بنویسد.
دوم) شکل کتاب و صحافی آن که به حقیقت متاسف کننده و بلکه ناامید کننده است. بخصوص صحافی که دیگر نگو و نپرس. کتابهای عزیز به کمترین فشاری از هم می پاشند!
چه می گویم!؟ اصلا فشار کجا بود! با بهترین نوع استفاده هم باز از هم می پاشند و ورق ورق می شوند.
راستی آیا این کتابها ناظر چاپی بالای سر خود ندارند که از این همه کژی و کاستی در تهیه شان جلوگیری کند؟
ظاهر مطلب که این گونه می نماید.
چرا کتابهای «دانشگاه» پیام نور آکنده از اغلاط املایی و انشایی است.
چرا این کتابها _ اگر واقعا علمی و ارزشمند هستند _ به صورت درست صحافی نمی شوند و در اولین استفاده شیرازه شان از هم می پاشد، جلدشان جدا می شود، و صفحاتشان هر کدام به دیاری می روند؟
رفیقی می گفت: شاید علت در دولتی بودن دانشگاه است! اما دانشگاه که شهریه می ستاند. پس زیاد هم دولتی نیست. و اگر دولتی هم باشد، ای بسا که عذر بدتر از گناه می شود. البته خصوصی هم بشود، بهتر نه، که بدتر خواهد شد، چرا که تجربه ی خصوصی سازی در این دیار هم چیزی نبوده و حتما این چنین نیست که فکر کنیم اگر امر آموزش عالی در این دانشگاه را هم به بخش خصوصی واگذارند، وضع بهتر شود.
چرا برون ده این دانشگاه با این سازمان عریض و طویل کتابهایی با این کیفیت نامطلوب فرمی است؟
چرا چنین کار ارزشمند و شریفی اینطور ناقص و ناتمام عرضه می شود؟
چرا محصولات زیبای دانشگاه پیام نور یعنی کتب آن، اینطور ناقص الخلقه به دست دانشجویانش می رسد؟
حیف نیست؟!
چرا حالا که تصمیم گرفته ایم کاری بکنیم، کارمان کارستان نباشد؟ چرا همه اش «آردی» بسازیم! چرا «بنز» نسازیم؟ این یکی را که می توانیم.
حتی اگر بنز هم نسازیم، بیایید لااقل سمند زیبایی بزنیم؟
خوب کارکردن که بد نیست!

(با احترام به تمام عزیزان تلاشگر در مجموعه پیام نور، این مطلب تنها یک نظر یا پیشنهاد است )
اَلنَّـاسُ ثَلاثَةٌ: فَعَـالِمٌ رَبَّـانِـیٌّ، وَ مُتَعَلِّـمٌ عَلَـی سَبِیلِ نَـجَاةٍ، وَ هَـمَجٌ رَعَـاعٌ أَتبَـاعُ کُلِّ نَاعِـقِ، یَمِیلُونَ مَع کُلِّ رِیح، لَم یَستَضِـیئُوا بِنُورِ العِلمِ، وَ لَم یَلجَأوا إِلَی رُکنٍ وَثِیـقٍ. أمیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام.