عمادالدین کاتب اصفهانی، ابوعبدالله محمد
( ملیت: ایرانی   قرن: 6 )

(597 -519 ق)، مورخ، ادیب و نویسنده. ملقب به عماد و كاتب اصفهانى. معروف به این اخى العزیز. در اصفهان به دنیا آمد و در همین شهر نشوونما یافت. در جوانى به بغداد رفت و در مدرسه‏ى نظامیه به آموختن علم پرداخت و در فقه شافعى و فنون ادب و شعر سرآمد شد. سپس به دمشق رفت و به سلطان نورالدین محمود زنگى پیوست و متصدى دیوان انشاء گردید. وى به دو زبان فارسى و عربى مى‏نوشت. او در مدتى كه در دمشق بود صلاح‏الدین ایوبى را نیز مى‏ستود و مورد علاقه‏ى او بود و به همین مناسبت مقامش نزد نورالدین بالاتر رفت و در زمان مستنجد عباسى، به عنوان پیامگزار از دمشق به بغداد رفت و پس از بازگشت به دمشق در مدرسه‏اى كه به نام خود او خوانده مى‏شود (مدرسه‏ى عمادیه) به عنوان مدرس منصوب شد. اما وى مورد سعایت دشمنان قرار گرفت و كار بر او تنگ شد و ناچار از دمشق به موصل رفت و در آنجا بیمار شد. ولى به محض شنیدن خبر رسیدن صلاح‏الدین ایوبى به دمشق، مجددا به آن شهر بازگشت و در همان شهر درگذشت و در مقابر صوفیه دفن شد. از آثار وى: «خریده القصر و جریده العصر»،در ده مجلد؛ «الفتح القسى فى الفتح القدسى» یا «القدح القسى فى الفتح القدسى» یا «الفیح القسى فى الفتح لقدسى»، گزارشى از فتح شام و فلسطین به وسیله‏ى صلاح‏الدین؛ «البرق الشامى، در تاریخ، در هفت مجلد؛ «دیوان» شعر، در چهار مجلد؛ «نصره الفتره و عصره الفطره» یا «نصره الفتره و عصره القطره»، در تاریخ سلاجقه‏ى عراق؛ «السیل على الذیل»، در سه مجلد، در تاریخ بغداد؛ «العتبى و العقبى»؛ «نحله الرحله».[1] (بخش 1) كاتب، محمد بن محمد صفى‏الدین بن نفیس‏الدین حامد بن اله مكنى به ابوعبداللَّه، ملقب به عمادالدین كاتب اصفهانى مورخ و ادیب و نویسنده (و. اصفهان 519 ه.ق./ 1125 م.- ف. دمشق 597 ه.ق/ 1201 م.) وى در جوانى به بغداد رفت و به فرا گرفتن فقه و ادب مشغول گردید، و سپس به خدمت وزیر عون‏الدین بن هبیرة رسید و از طرف او نظارت امور بصره و واسطه را عهده‏دار شد و چون عودالدین درگذشت، كار وى روى به ادبار نهاد لذا آهنگ دمشق كرد و در آنجا از طرف سلطان نورالدین به استخدام دیوان انشاء درآمد. سپس نورالدین او را به روزگار المستنجد جهت رسالت روانه‏ى بغداد ساخت و چون نورالدین فوت كرد عمادالدین به صلاح‏الدین پیوست، و پس از مرگ وى در دمشق اقامت گزید و تا آخر عمر از مدرسه خویش كه عمادیه نام داشت دست نكشید. او را تألیفات بسیار است از جمله: خریدة القصر در ده مجلد، قسم شعراء مصر در دو جزوه، البرق الشامى، الفتح القسى فى الفتح القدسى، دیوان رسائل، دیوان شعر، السیل على الذیل در تاریخ بغداد، نصرة الفترة و عصرة الفطرة در اخبار دولت سلجوقى كه آن را فتح بن على بندارى در یك جزوه مختصر نموده و زبدة النصرة و نخبة العصرة نامیده است و كتاب اخیر به نام تواریخ آل سلجوق نیز مشهور مى‏باشد.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

منابع زندگینامه: [1] الاعلام (254 -253 / 7)، ایضاح المكنون (629 -92 / 2)، تذكره القبور (451)، دایره‏المعارف فارسى (1767 / 2)، ریحانه (201 -200 / 4)، سیر النبلاء (350 -345 / 21)، شذرات الذهب (333 -332 / 4)، العبر (120 / 3)، كشفاالظنون (2049 ،1956 ،1316 ،1103 ،954 ،803 ،702 -701 ،288 ،239)، الكنى و الالقاب (484 / 2)، لغت‏نامه (ذیل/ عمادالدین كاتب)، معجم الادباد (28 -11 / 19)، معجم المؤلفین (205 -204 / 11)، النجوم الزاهره (160 -159 / 6).

فعالیتها:   • ادبیات و کتاب   • تاریخ   • نویسندگی